ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣
صرف نظر کرد . در چند سال پیش در زمان زعامت و ریاست مرحوم آیة الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی - اعلی الله مقامه - عده معتنابهی از علماء و فضلاء مبرز نجف که در زمان حاضر بعضی از آنها مرجع تقلیدند جلسه کردند و پس از تبادل نظر اتفاق کردند که در برنامه دروس طلاب تجدید نظری نمایند و احتیاجات روز مسلمین را در نظر بگیرند ، مخصوصا مسائلی را که جزء اصول عقاید مسلمین است جزء برنامه درسی طلاب قرار دهند ، و خلاصه حوزه نجف را از انحصار فقاهت و رساله عملیهنویسی خارج کنند . جریان به اطلاع معظم له رسید . معظم له که قبلا درس خود را از جریانی که برای مرحوم آیة الله حائری پیش آمده بود و از نظایر آن یاد گرفته بودند پیغام دادند که تا من زنده هستم کسی حق ندارد دست به ترکیب این حوزه بزند ، اضافه کردند سهم امام که به طلاب داده میشود فقط برای فقه و اصول است نه چیز دیگر . بدیهی است که عمل ایشان درس آموزندهای بود برای آن آقایان که زعماء فعلی حوزه نجف هستند . با این توضیح معلوم شد که چرا شخصیتهای برجسته ما همینکه روی کار میآیند از انجام منویات خود عاجزند ؟ و با اینکه خون دل میخورند و اندیشه اصلاح را همواره در دل میپرورانند در عمل قدرت اجرا ندارند ؟ چرا حوزههای علمیه ما از صورت دانشگاه دینی به صورت " دانشکده فقه " درآمده ؟ چرا علماء و فضلاء ما همینکه معروف و مشهور شدند اگر معلومات دیگری غیر از فقه و اصول دارند روی آنها را میپوشانند و منکر آنها میشوند ؟ چرا بیکاره و علف هرزه در محیط مقدس روحانی ما زیاد است به طوری که یک زعیم روحانی مجبور است برای آب دادن یک گل ،