ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢
بدهم . چون این حدیث متضمن تقیه از خود شیعه بود نه از مخالفین شیعه ، فرصتی به دست آن مرحوم داد که درد دل خودشان را بگویند . گفتند : " تعجب ندارد ، تقیه از خودمانی مهمتر و بالاتر است . من خودم در اول مرجعیت عامه گمان میکردم از من استنباط است و از مردم عمل ، هر چه من فتوا بدهم مردم عمل میکنند ، ولی در جریان بعض فتواها ( که برخلاف ذوق و سلیقه عوام بود ) دیدم مطلب اینطور نیست " . البته نوع تقیهای که در متن حدیث است با نوع تقیهای که ایشان فرمودند یکی نیست ، دو نوع است . آن نوع تقیه که در حدیث است به محیط روحانی ما اختصاص ندارد ، در همه جای دنیا معمول است و چارهای از آن نیست ، ولی نوع تقیهای که در محیط روحانی ما معمول است از اختصاصات طرز تشکیلات ما است که اخیرا پیدا شده . ایشان هم به یک مناسبت کوچکی خواستند درد دل خود را اظهار کنند . مرحوم آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی - اعلی الله مقامه - مؤسس حوزه علمیه قم ، به فکر افتادند یک عده از طلاب را به زبان خارجی و بعضی علوم مقدماتی مجهز کنند تا بتوانند اسلام را در محیطهای تحصیل کرده جدید بلکه در کشورهای خارج تبلیغ نمایند . وقتی که این خبر منتشر شد ، گروهی از عوام و شبه عوام تهران رفتند به قم و اولتیماتوم دادند که این پولی که مردم به عنوان سهم امام میدهند . برای این نیست که طلاب زبان کفار را یاد بگیرند ، اگر این وضع ادامه پیدا کند ما چنین و چنان خواهیم کرد ! آن مرحوم هم دید که ادامه این کار موجب انحلال حوزه علمیه و خراب شدن اساس کار است ، موقتا از منظور عالی خود