ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤
در صورتی که از همه شؤون بالاتر همین است ، و خودشان هم همین اسم و همین
شأن را برای خود پسندیدهاید .
علی علیه السلام میفرماید " « اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا
منافسة فی سلطان ، و لا التماس شیء من فضول الحطام ، و لکن لنرد المعالم
من دینک ، و نظهر الاصلاح فی بلادک ، فیأمن المظلومون من عبادک ، و تقام
المعطلة من حدودک » " [١] خدایا تو میدانی من نه در پی ریاست و
زعامت و حکومتم و نه طالب مال و ثروت دنیا ، من فقط مردی مصلح میباشم
، میخواهم نشانههای از بین رفته دین را برگردانم و در بلاد تو اصلاحی به
عمل آورم تا ستمدیدگان در امان قرار گیرند و حدود تو جاری شود .
سید الشهداء سلام الله علیه در وصیتی که هنگام حرکت نوشت و به برادرش
محمد ابن حنفیه داد مینویسد : « انی ما خرجت اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و
لا ظالما ، انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی » [٢] من برای هوا و هوس
قیام نکردم . من مردی اخلالگر و ستمگر نیستم . فلسفه قیام من و نهضت من
اصلاح طلبی است . من مردی مصلح میباشم .
[١] نهج البلاغه ، خ . ١٢٩ [٢] مقتل خوارزمی ، ج ١ ص . ١٨٨