ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢
یوسف و برادرش چه کردید آنها یکه خوردند « قالواء انک لانت یوسف
گفتند آیا تو یوسف هستی ؟ « قال انا یوسف و هذا اخی قد من الله علینا
گفت بلی من یوسفم و این هم برادر من است . خداوند عنایت و لطف خاص
خود را شامل حال ما گردانید . « انه من یتق و یصبر فان الله لا یضیع اجر
المحسنین »[١] هر کس که تقوا و صبر داشته باشد ، خود نگهداری و
مقاومت داشته باشد ، خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند . اینکه
میبینید ، نتیجه تقوا است ، نتیجه پاکی و خودنگهداری است . غلام شدم و
زیر دست این و آن افتادم اما تقوا را حفظ کردم ، کارم به جائی رسید که
متشخصترین زنان مصر و یکی از زیباترین زنان مصر از من جوان بیاسم و رسم
تقاضای کام گرفتن کرد ولی من خودم را در پناه تقوا نگه داشتم و گفتم
« رب السجن أحب الی مما یدعوننی الیه »[٢] من زندان را بر این لذتهای
مقرون به آلودگی ترجیح میدهم . تقوای آنروز ، مرا امروز عزیز مصر کرد .
تقوا و صبر و پاکی و نزاهت در این جهان گم نمیشود ، آدمی را از حضیض
ذلت به اوج عزت میرساند . « انه من یتق و یصبر فان الله لا یضیع اجر
المحسنین ». مثل اینست که قرآن کریم نتیجه داستان یوسف را در این یک
جمله خلاصه کرده است که عاقبت از آن تقوا است . تقوا آدمی را از مهالک
و شدائد بسیاری نجات میدهد و به اوج عزت میرساند « و من یتق الله یجعل
له مخرجا »برای مردمان متقی که در همه حال خود را حفظ میکنند بنبست و
شکست وجود ندارد .
[١] سوره یوسف ، آیات ٨٨ تا . ٩٠ [٢] سوره یوسف ، آیه . ٣٣