ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٧
است . اگر مختل باشد در سایر شؤون حیاتی اثر میگذارد . یک نفر روحانی متدین را فرض کنید که با چند سر عائله ، پس از چند سال تحصیل ، در یکی از شهرستانها رحل اقامت افکنده و مسجد و محرابی را اشغال کرده است . این فرد از آن نظر که متدین است ، در حدود امکانات خود فعالیتهائی میکند : مسئله میگوید ، موعظه میکند ، اخلاق و تفسیر و تاریخ اسلام میگوید ، و از آن نظر که یک بشر است و خرج دارد و از مراکز روحانیت زندگیش تأمین نمیشود و در حال حاضر راه زندگیش منحصرا اینست که از دست مردم مستقیما ارتزاق کند ناچار است که به مریدان خود به چشم " مستغل " نگاه کند ، و چون افراد دیگری نظیر خود او ممکن است در همان شهر باشند و آنها هم از همین راه زندگی میکنند طبعا به حکم ناموس خلقت یک نوع رقابت در " مریدداری " به وجود میآید . رقابت ، احتیاط بیشتری را در رعایت جانب سلیقه مردم ایجاب میکند . وقتی که این بیچاره ببیند مخالفت با عوام سبب میشود که از هستی ساقط گردد ممکن است پیش خود فکر کند که نهی از منکر وقتی واجب است که موجب ضرر و زیانی نگردد ، اگر موجب ضرر و زیانی گردد تکلیف ساقط است . بستگی معیشت این فرد به مردم ، احساس و اندیشه تکلیف شرعی او را هم عوض میکند . من اعتراف دارم که افراد استثنائی همواره بوده و هستند که علیرغم شرائط سخت اقتصادی به وظائف خود عمل کرده و میکنند ، از رقابت و مریدداری منزهند ، ولی سخن در وضع افراد عادی و معمولی است . ضرورتی ندارد که ما وضعی به وجود آوریم که فقط " نخبه " ها قادر بر