ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٥
را در نظر آنها بالا میبرد . محیط حوزههای علوم دینی محیط زهد و قناعت است ، از اسراف و عیاشی و مجالس شبنشینی که در سایر طبقات است و احیانا دانشجویان غیر رشته علوم دینی در آن مجالس شرکت میکنند ، خبری نیست ، و حتی اندیشه اینگونه امور نیز در دماغ یک محصل دینی پیدا نمیشود ، و اگر کسی کوچکترین تمایلی به این امور نشان بدهد سقوطش قطعی است . رویهمرفته ، طلاب ، مردمی قانع و کم خرجند و تحمیلی بر بودجه مردم به شمار نمیروند . روابط استاد و شاگرد در میان طلاب ، صمیمی و احترامآمیز است . شاگردان ، احترام استادان خود را در حضور و غیاب با کمال ادب رعایت میکنند و حتی بعد از فوت آنها همواره آنها را به نیکی و دعای خیر یاد میکنند . این اندازه حفظ حرمت استاد ، مخصوص محصلین علوم دینی و مولود تعلیماتی است که از اولیاء دین درباره قداست علم و احترام معلم رسیده است . در سایر محیطهای تحصیلی - چنانکه میدانیم - این امور کمتر وجود دارد . عادت طلاب بر اینست که روی درسی که از استاد میگیرند بعد خودشان فکر کنند . لذا درس خود را از روی کتاب مطالعه میکنند . به علاوه بعد با یکی از همدرسهای خود آن درسها را مباحثه میکنند . در درسهای عالی آنچه را از استاد در مجلس درس فرا میگیرند به ذهن میسپارند و شب مینویسند . بناء طلاب بر حفظ کردن و طوطی واری یاد گرفتن نیست چنانکه عادت معمول محصلین جدید است ، بر تعمق و تفکر و تجزیه و تحلیل است . و چون حق تدریس ، انحصاری نیست و