ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٣
و زیان وی شوند ؟ " . اهمیت زعماء صالح فقط از نظر طرز تفکری است که در مورد اصلاح و بهبود و تغییر سازمانهای اجتماعی دارند ، و اما زعماء صالحی که طرز تفکرشان در اساس و تشکیلات با ناصالحها یکی است و تفاوتشان از لحاظ اخلاقی و شخصی است و بنا است همگی در یک قالب کار کنند ، اثر وجودیشان با ناصالحها آنقدر زیاد نیست و منشأ تحولات اجتماعی قابل توجه نخواهند گشت . اگر بخواهیم نظر افلاطن و فارابی را توجیه کنیم باید بگوئیم آنها به آن افراد صالح اهمیت دادهاند که حاکم بر سازمانهای اجتماعی میباشند نه محکوم آنها . تشکیلات و نظامات اجتماعی نسبت به افراد اجتماع به منزله خیابانها و کوچهها و خانههای یک شهر است نسبت به مردم و وسائل نقلیهای که در آن شهر حرکت میکنند . هر شهری به هر نحو که خیابان کشی و کوچه سازی شده باشد مردم شهر مجبورند از پیچ و خم همان خیابانها و لابلای همان کوچه پس کوچهها و از همان چهار راهها حرکت کنند . حداکثر آزادی عمل مردم آن شهر اینست که در میان همان خیابانها و همان کوچهها هر کدام که نزدیکتر یا خلوتتر یا پاکیزهتر و با صفاتر است انتخاب کنند . اگر فرض کنیم که آن شهر بدون نقشه و حساب تدریجا توسعه پیدا کرده باشد نه روی اصول شهرسازی ، در چنین شهری افراد چارهای ندارند از اینکه زندگی و رفت و آمد خود را با وضع موجود تطبیق دهند . رفت و آمد و رانندگی و اداره امور چنین شهری دشوار خواهد بود . با وجود