ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥
بگوئید در یک جا جمع بشوند و بگویند به هر یک از شماها چک هزار تومانی میدهیم به شرط اینکه بنشینید نیم ساعت برای فلان شخص ، مثلا برای شاه عباس گریه بکنید . اگر گریه کردند ؟ ! مگر میشود چنین چیزی ؟ ! گریه احساسات میخواهد . انسان تا متأثر نشود گریه نمیکند . با باید حزن داشته باشد یا باید شوق داشته باشد . در مردم واقعا یک نوع احساساتی حقیقی نسبت به سید الشهداء هست ، واقعا امام حسین را دوست دارند و به او عشق میورزند و از سوز دل برایش اشک میریزند . در این محرم و صفر خروارها اشک از مردم ریخته میشود ، در غیر محروم و صفر چقدر ریخته میشود ! تا حزنی نباشد ، تا اندوهی نباشد ، تا عشقی نباشد ، تا شوقی نباشد ، تا احساساتی نباشد که گریه نمیآید . این احساسات قیمت دارد خیلی هم قیمت دارد . اما حالا آنطوری که باید و شاید استفاده نکردهایم و استفاده ما استفاده کامل نیست مطلب دیگری است به جای خود . ما خیلی چیزها داریم که استفاده نکردهایم . ما رود کارون داریم تا حالا از آن استفاده نکرده بودیم پس باید بگوییم رود کارون به درد نمیخورد ؟ ! ما سالها و قرنها در زیر زمین نفت داشتیم و از آن استفاده نکرده بودیم پس بگوییم نفت بد است ؟ ! هزاران معدن دیگر و ذخیره دیگر ما در این کشور داشتهایم و داریم و استفاده نمیکنیم . اگر این کشور بخواهد اصلاح بشود ، اگر بخواهد در جاده ترقی بیافتد ، در جاده تعالی بیافتد ، در جاده علم بیافتد ، در راه صنعت بیافتد ، در راه حریت و آزادیخواهی بیافتد بهترین راه و نزدیکترین راه - اگر نگویم راه دیگری نیست - بهترین راه و نزدیکترین راه همین است که از همین