ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢
که برای امیرالمؤمنین در دوره خلافت پیش آمد برای اباعبدالله پیش نیامد
. فرصتی که برای ابا عبدالله پیش آمد همان سفر کوتاه بود از مکه تا کربلا
و در آن مدت هشت روزی که در کربلا بود ، جوهر حسین بن علی در این مدت
کوتاه نمایان شد . خطابههائی هم که از آن حضرت باقی ماند بیشتر در همین
مدت انشاء شده است . خطابههای حسین بن علی نمونهای است از خطابههای
پدرش علی . همان روح و همان معانی در اینها موج میزند .
خود علی فرمود : زبان ، آلت و ابزاری است برای روح . اگر معانی به
طرف زبان سرازیر نشود از زبان چه کاری برمیآید و اگر هم معنی در روح موج
بزند زبان نمیتواند جلویش را بگیرد . فرمود : « و انا لامراء الکلام ، و
فینا تنشبت عروقه ، و علینا تهدلت عصونه » [١] . امیر سخن مائیم ،
ریشههای سخن یعنی معانی و مطالب در زمین وجود ما دویده است و شاخههای
سخن بر سر ما سایه افکنده است .
اولین خطابه حسین بن علی که در کمال فصاحت و بلاغت ایراد شد ، و
رشادت و شجاعت و بلند نظری و ایمان به غیب در آن موج میزند خطابهای
است که در مکه هنگام عزیمت به کربلا ایراد کرد . تصمیم قاطع خود را به
موجب این خطابه اعلام کرد و ضمنا اطلاع داد هر کس با ما همفکر و هم عقیده
و همگام است عازم بوده باشد . فرمود « خط الموت علی ولد آدم مخط القلاده
علی جید الفتاه ، و ما اولهنی الی اسلافی »
[١] نهجالبلاغه ، خطبهء . ٢٣١