ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠
میدیدم از عالم بالا دست دراز کرده و میخواهد مردم را به سوی عالم بالا بکشاند . بلی اینطور است نهجالبلاغه ، انواع سخن و انواع خطابه در آن یافت میشود . موعظه هست ، توحید و معرفت هست ، خطبه سیاسی هست ، حماسه هست . برای نمونه قسمت کوچکی از یک خطبه حماسی نقل میکنم . در وقتی که لشکر علی ( ع ) و لشکر معاویه در صفین به یکدیگر میرسند به علی خبر میدهند که معاویه پیش دستی کرده است و شریعه یعنی محل ورود در آب را گرفته و ما را در مضیقه بی آبی گذاشته است ، اجازه بدهید فورا وارد جنگ بشویم و شریعه را پس بگیریم . فرمود نه ، صبر کنید بلکه بتوانیم با مذاکره قضیه را حل کنیم . نامهای نوشت به معاویه و توسط یک نفر فرستاد که ما اینجا آمدهایم بلکه بتوانیم بدون اینکه احتیاج به کار بردن اسلحه باشد با مذاکره اختلافات را حل کنیم ، و تو قبل از هر چیز پیشدستی کردهای و آب را بر لشکریان من بستهای ، دستور بده جلو آنها را باز بگذارند . اما معاویه گوش نکرد و این را برای خود شانسی به حساب آورد . عمر و عاص که وزیر مشاور معاویه بود به او گفت راست میگوید علی . دستور بده مخالفت نکنند ، و به علاوه علی مردی نیست که تشنه بماند و نتواند شریعه را از تو پس بگیرد . معاویه قبول نکرد . بالاخره بعد از چند بار رفت و آمد پیکها ، علی ( ع ) ناچار شد که دستور دهد یورش ببرند و سپاه معاویه را عقب برانند . اینجا است که باید خونها را به جوش آورد و غیرتها و حمیتها را تحریک کرد . آمد در مقابل سپاه خود ایستاده و با سه چهار جمله چنان جوش و