ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٦
²الاحوال التی فیها المضره و المنفعة» . دیگر اینکه آنچه در آفاق دور دست از قضایای خوب و بد به حال مسلمین واقع میشود به آنها بگوید و به اطلاع آنها برساند و آنها را در جریان بگذارد . حوادثی برای عالم اسلام پیش میآید ، یک وقت از نوع نوید و بشارت است ، پیشرفتی حاصل شده برای اسلام و افتخاری به دست آمده است و خوب است مردم مطلع شوند ، و یک وقت است حادثه سوئی برای عالم اسلام پیش آمده باز باید مسلمین از حال یکدیگر آگاه بشوند ، مثلا بدانند که در این هفته بر سر برادرانشان در الجزایر یا در نقطه دیگر دنیا چه آمده است . حالا چرا باید دو خطابه انشاء بشود ؟ چرا یک خطبه کافی نیست ؟ و آیا فرق است بین آن دو خطبه ؟ در همین حدیث ذکر شده « و انما جعلت خطبتین لیکون واحده للثناء علی الله و التحمید و التقدیس لله عزوجل ، و الاخری للحوائج و الاعذار و الانذار و الدعاء لما یرید ان یعلمهم من امره و نهیه و ما فیه الصلاح و الفساد » یعنی علت اینکه دو خطبه فرض شده اینست که در یکی به حمد و ثناء و تقدیس الهی پرداخته شود و در یکی دیگر به ذکر حوائج مردم و ارشاد و موعظه آنها پرداخته شود . اما همانطوری که صاحب " وسائل الشیعه " گفته این جهت ، همه وقت ضرورت ندارد . امشب به مناسبت بحث خطابه و منبر و اشاره به این که ما در اسلام مادهای داریم که به حسب آن ماده ، خطابه در متن دین قرار گرفته وارد این بحث شدم ، و اما اینکه چرا در شیعه خوانده نمیشود مطلب دیگری است . من خودم شخصا از کسانی هستم که نتوانستهام باور کنم که این نماز پر برکت و با اهمیت آن قدر شرائط سنگین و محدودی داشته باشد که نتیجهاش این باشد که عملا منسوخ و متروک شود .