ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣
است و مربوط به زمین است ، اما در مورد تکوینیات هم صادق است . هر گروهی که بیایند ملتی را احیاء کنند ، آنها را از جهل و فقر و بدبختی نجات دهند ، مالک دلها و روحها و عقیدههای آن مردم خواهند شد . پس با این وضعی که پیش آمده ما باید در کمال وضوح این خطر را پیشبینی کنیم که در آینده مالک نسلهائی که بعدا خواهند آمد نخواهیم بود . ممکن است کسی بگوید هرگز مسلمان به مسیحیت رجعت نخواهد کرد ، خصوصا اگر مردم عالم هم بشوند هرگز از توحید به تثلیث نخواهند گرائید . عرض میکنم شاید همینطور باشد ، ولی قدر مسلم اینست که اگر به مسیحیت گرایش پیدا نکنند به اسلام هم دیگر علاقهای نخواهند داشت . شاید ثمره این کارها به جیب کمونیستها برود . اگر در کشورهای اسلامی به موجبی از موجبات ، علاقه دینی در جوانان از بین برود ثمرهاش عاید کمونیسم است . پس با این خطر باید مبارزه کرد . راه مبارزه با این خطر چیست ؟ آیا راهش اینست که طبق معمول رل منفی بازی کنیم و جار و جنجال راه بیندازیم که خیر ، یونسکو حق ندارد مسلمانها را تعلیم دهد و در این راه زحمت بکشد و پول خرج کند ، سایر سازمانهای خیریه جهانی حق ندارند با پشههای مالاریا و سایر بیماریهای کشورهای اسلامی مبارزه کنند ، به آنها چه مربوط ، مگر آنها فضولباشی هستند . شما خودتان فکر کنید آیا همچو سخنی صحیح است ؟ آیا دنیا از ما میپذیرد ؟ آیا خود ملتهای مسلمان این حرف را از ما میپذیرند ؟ یا راهش اینست که دامن همت به کمر بزنیم و یک جهاد مقدس آغاز