ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧
یک نفر مرجئی با همدیگر درباره عقیده تشیع و عقیده ارجاء بحث میکردند .
این میگفت اصول مرجئه صحیحتر است و او میگفت اصول شیعی . مرجئی میگفت
عمل هیچ است ، اساس تنها ایمان است ، شیعی میگفت عمل لازم است . در
این بین یکی از مطربها پیدا شد ( چون " اغانی " ذکر کرده ، روی آن
قرینه میگویم مطرب بوده ) . گفتند از همین میپرسیم . البته این هم یک
آدم فهیمی بود نه اینکه آدم بیخبری باشد . گفتند از این میپرسیم که آیا
حق با شیعه است یا با مرجئی ؟ گفتند آقا ! عقیده تو چیست ؟ آیا حق با
شیعه است یا با مرجئی ؟ حرف خوبی زد ، گفت : اعلای شیعی و اسفلی مرجئی
. گفت : بالا تنهام شیعه است ولی پائین تنهام مرجئی . یعنی در فکر و
عقیده ، من شیعه هستم اما پائین تنهام مرجئی است ، یعنی در عمل مرجئم .
میخواست بگوید من عقیده شیعه را قبول دارم ، عقیده آنها درست است ولی
من در عمل مرجئی هستم . حالا آیا باید قبول کرد که ما الان ملتی هستیم که
اعلانا مرجئی و اسفلنا مرجئی . هم در فکر مرجئی هستیم هم در عمل .
این یکی از آن مسائلی است که باید گفت فکر دینی در ما به صورت نیمه
مرده یا بگوئیم مرده درآمده است . البته با این فکر مرجئی دیگر چه خواهد
شد ؟ ! فکری که عمل را از کار بیاندازد آنوقت دنیا میماند ؟ آخرت
میماند ؟ عزت میماند ؟ سعادت میماند ؟ " « انتم الاعلون »" [١]
میماند ؟ ابدا .
فکر دینی ما باید اصلاح بشود . تفکر ما درباره دین غلط است غلط .
[١] سوره آل عمران ، آیه ١٣٩ : [ شما برترید ] .