ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣
هیچکس هم در دنیا ، نه ما و شما و نه هیچ مصلح دیگری نمیتواند ادعا بکند که من میخواهم آن کار را انجام بدهم . او بالاتر از این است . به قول یکنفر مرد دانشمند : یکوقت است که ما میخواهیم حیاط خودمان را روشن بکنیم و یکوقت منتظریم دنیا روشن شود . روشن شدن دنیا در اختیار بنده و شما نیست ، حساب دیگری دارد ، خورشیدی باید طلوع بکند تا همه عالم روشن بشود . آنچه وظیفه ما و شما است اینست که خانه خودمان را روشن بکنیم ، خیابان خودمان را روشن بکنیم ، شهر خودمان را روشن بکنیم ، کلبه خودمان را روشن بکنیم ، اما آن مطلب بیرون است از این حسابها . ریشه اشتباهات گذشته این بوده است که فقط روی شخصیتهای افراد حساب میشده ، نه روی عامه مردم . اکنون بنشینیم و حساب کنیم ، ببینیم آیا واقعا تفکر ما تفکر اسلامی است ؟ آیا تفکر اسلامی در مغز ما زنده است یا مرده ؟ فعلا لازم نیست که زیاد دنبال این باشیم که کسی را که مسلمان نیست مسلمان کنیم . البته منتهای آرزو این است ، ای کاش چنین چیزی بشود ، ولی آن چیزی که فکر میکنیم در درجه اول لازم است اینست که فکر دینی که الان ما متدینها و مسلمانها و نماز خوانها و روزهگیرها و زیارتروها و حج کنها داریم ، این فکری که در خود ما به حالت نیمه مرده در آمده است ، به حالت کرخ به اصطلاح درآمده است ، این را زنده بکنیم . تا این جور نشود فایده ندارد ، فرضا اگر در اروپا هم یک عده مسلمان شوند و ما را ببینند ممکن است پشیمان شوند و از اسلام برگردند .