ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥
در حال پیشروی است . در قاره سیاه یعنی آفریقا که عجیب است ، مبلغین مسیحی میآیند با بودجه هنگفت ، با تشکیلات ، با نقشه ، و موفقیت پیدا نمیکنند ، و اسلام خودبخود از فردی به فردی و از آن فرد به فرد دیگر و همینطور در حال سریان است ، در حال توسعه است . آنجا که ما میگوئیم فکر دینی مرده است در کشورهائی است که قرنها است مسلمان هستند . در این کشورها عواملی پیدا شده است که این فکر را در مغز آنها میرانده است ، یعنی در یک حالت نیمه زنده و نیمه مردهای درآورده است از قبیل ملتهائی امثال ما . آنجا که احتیاج دارد روی عنوان " احیاء فکر دینی " بحث بشود ، فکر بشود ، قاره سیاه نیست : آنجا باید گفت " ایجاد فکر دینی " . در اروپا نیست . آنجا هم همین طور . در شرق اقصی و ژاپن نیست . آنجا هم باید رفت و از نو ایجاد کرد . اتفاقا در همه جا زمینه هست . آنها که احتیاج دارند به " احیاء فکر دینی " ما هستیم . یعنی ما دین داریم ، فکر دینی در ما هست ولی در یک حالت نیمه بیدار و نیمه خواب ، در یک حالت نیمه مرده و نیمه زنده ، در یک حالت بسیار بسیار خطرناک . این است که باید روی این مطلب بحث کرد .
فرضیه " هر صد سال یک مجدد دین "
در اینجا میخواهم تاریخچهای راجع به این فکر که دین احتیاج دارد به تجدید و به احیاء ، ذکر کنم ، ولی تاریخچهای تأسفآور است . یادم هست از سابق که مکرر مضمون این حدیث منسوب به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را دیده بودم که در هر صد سال یک بار یک