ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
نیست . چیزی در اجتماع قابل مردن و یا منسوخ شدن است که یک اصل بهتری بیاید جای او را بگیرد . مثلا هیئت بطلمیوس یک اصل علمی بود . مدتی در دنیا زنده بود ، بعد حقایق دیگری و اصول دیگری در هیئت و آسمان شناسی پیدا شد ، هیئت بطلمیوس را از بین برد . همچنین نظریه انباذقلس در طبایع اربع و عناصر اربع مرد . حقایق دین و اصول کلی که دین ذکر کرده است هرگز مردنی نیست . آن چیزی که میگوئیم میمیرد - اگر در زبان خود دین وارد شده است که قرآن یا سنت میمیرد - معنایش اینست که در میان مردم میمیرد ، فکر مردم درباره دین فکر مردهای است . مقصود ما این است ، و الا دین خودش در ذات خودش نه میمیرد و نه مردنی است . اسلام یک حساب دارد و مسلمین حساب دیگری دارند . اسلام زنده است ومسلمانان فعلی مرده . یکی از مسائلی که امروز علمای اجتماع دنیا رویش حساب میکنند ، زنده بودن اسلام است در عمل ، یعنی الان در تمام قارههای دنیا : آسیا ، آفریقا ، آمریکا ، اروپا ، حتی استرالیا ، اسلام در حال پیشروی است . شاید این مطلب را در بسیاری از روزنامهها که اخیرا مقالاتی را از خارج ترجمه میکنند خوانده باشید . من تازگی خواندهام ، نمیخواهم اسم ببرم که در کدام روزنامه و در کدام مجله بوده . این مطلب مورد بحث است که چطور اسلام در آمریکا خصوصا میان طبقه مستضعف یعنی همان طبقهای که اسلام در میان نظائر آنها ظهور کرد خودبخود جلو میآید ، نمیتوانند جلویش را بگیرند ، در اروپا کم و بیش اطلاع دارید همینطور ، حتی در میان طبقه دانشمندان و پرفسورها و دکترها