ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩
دیگر اشکالی و کاری نداریم . ما هزاران معما و مشکل در کلام و تفسیر و فقه
و سایر علوم اسلامی داریم که بسیاری از آنها به وسیله علماء بزرگ در
گذشته حل شده و بسیاری باقی مانده و وظیفه آیندگان است که حل کنند و
تدریجا در هر رشتهای کتابهائی بهتر و جامعتر بنویسند و این رشته را ادامه
بدهند و جلو ببرند ، همان طوری که در گذشته نیز تدریجا تفسیر را جلو
بردند ، کلام را جلو بردند ، فقه را جلو بردند . این قافله نباید در سیر
خود توقف کند . پس تقلید مردم از مجتهدین زنده و توجه به آنها یک
وسیلهای است برای ابقاء و تکامل علوم اسلامی .
علت دیگر اینست که مسلمین هر روز با مسائل جدید در زندگی خودشان
روبرو میشوند و نمیدانند تکلیفشان در این مسائل چیست ؟ فقهاء زنده و
زنده فکری لازم است که به این حاجت بزرگ پاسخ بدهند . در یکی از اخبار
اجتهاد و تقلید آمده " « و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواه
احادیثنا » " [١] . حوادث واقعه همان مسائل جدید است که دوره به
دوره و قرن به قرن و سال به سال پیش میآید . مطالعه و تتبع در کتب
فقهیه در دورهها و قرون مختلف میرساند که تدریجا بر حسب احتیاجات مردم
مسائل جدیدی وارد فقه شده و فقهاء در مقام جوابگوئی برآمدهاند و به همین
جهت تدریجا بر حجم فقه افزوده شده .
اگر کسی محققانه حساب کند میتواند بفهمد که مثلا فلان مسأله و فلان مسأله
در چه قرنی و در چه منطقهای روی چه احتیاجی وارد فقه شده . اگر مجتهد
زنده به مسائل جدید پاسخ ندهد چه فرقی بین تقلید زنده و
[١] احتجاج طبرسی ، ج ٢ ص ٢٨٣ : [ و اما در حوادث واقعه به روایان احادیث ما رجوع کنید ] . و بجای " احادیثنا " " حدیثنا " آورده است .