ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
که قدمای شیعه تا زمان " صدوق " ، همه مسلک اخباری داشتند . ولی حقیقت اینست که اخباریگری به صورت یک مکتب با یک سلسله اصول معین که منکر حجیت عقل باشد ، و همچنین حجیت و سندیت قرآن را به بهانه اینکه فهم قرآن مخصوص اهل بیت پیغمبر است و وظیفه ما رجوع به احادیث اهل بیت است منکر شود ، و همچنین بگوید اجماع ، بدعت اهل تسنن است پس از ادله اربعه یعنی کتاب و سنت و اجماع و عقل ، تنها سنت حجت است ، و همچنین مدعی شود که همه اخباری که در کتب اربعه یعنی " کافی " و " من لا یحضره الفقیه " و " تهذیب " و " استبصار " آمده صحیح و معتبر بلکه قطعی الصدور است ، خلاصه مکتبی با این اصول ، پیش از چهار قرن پیش وجود نداشته است . شیخ طوسی در کتاب " عده الاصول " از گروهی از قدما به عنوان " مقلده " یاد میکند و انتقاد مینماید ، ولی آنها مکتبی از خود نداشتهاند . علت اینکه شیخ آنها را مقلده میخواند اینست که در اصول دین هم به اخبار استدلال کردهاند . به هر حال مکتب اخباریگری ضد مکتب اجتهاد و تقلید است . آن اهلیت و صلاحیت و تخصص فنی که مجتهدین قائلند او منکر است ، تقلید غیر معصوم را حرام میداند . به حکم این مکتب چون حجت و سند ، منحصر به احادیث است و حق اجتهاد و اعمال نظر هم نیست ، مردم موظفند مستقیما به متون مراجعه کنند و به آنها عمل نمایند و هیچ عالمی را به عنوان مجتهد و مرجع تقلید واسطه قرار ندهند . ملا امین استرآبادی که مؤسس این مکتب است و شخصا مردی با هوش و مطالعه کرده و مسافرت رفته بود کتابی دارد به نام " الفوائد