اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - شكر راه وصول به نعمتهاى پروردگار
بنابراين، كسى كه نعمتهاى الهى را در طريق عصيان صرف مىكند، به طور تكوينى ناسپاسى مىكند.
شكر تشريعى آن است كه انسان در مقام شكرگزارى برآيد و با قلب و زبان از پروردگار خود سپاسگزارى نمايد.
همان گونه كه در سابق نيز اشاره شد هيچ كس توان شكر نعمتهاى خدا را ندارد، چرا كه همين توفيق شكرگزارى و فكر و عقل و زبان و دست و پايى كه انسان به وسيله آن شكر قلبى و لسانى و عملى را انجام مىدهد همه از نعمتهاى خدا است و اين توفيق و ابراز هنگامى كه در مسير شكرگزارى به كار گرفته مىشود نعمت ديگرى است كه خود نيازمند شكر ديگرى است. به همين دليل همان گونه كه در روايات اسلامى اشاره شده برترين شكر آدمى اظهار عجز و ناتوانى از شكر خدا در برابر نعمتهاى او است و عذر تقصير به پيشگاه حق بردن، ورنه سزاوار خداوندى خدا را كسى نمىتواند بجاى آورد.
بسيارى از مطالب مربوط به شكر را كه نقطه مقابل كفران و ناسپاسى است در بحثهاى گذشته آورديم، و براى تكميل اين بحث به ذكر بعضى از آيات قرآنى و روايات معصومين عليهم السلام بسنده مىكنيم.
قرآن مجيد صبر و شكرگزارى را قرين هم قرار داده و آن را وسيله شكوفايى علم و ايمان در كانون قلب انسان شمرده است مىفرمايد: «وَ مِنْ آياتِهِ الْجَوْارِ فِى الْبَحْرِ كَالاعْلامِ انْ يَشْأ يُسْكِنِ الرِيحَ فَيَظْلَلْنَ رَواكِدَ عَلى ظَهْرِهِ انَّ فِى ذلِكَ لَاياتٍ لِكُّلِ صَبَّارٍ شَكورٍ؛ از نشانههاى خدا، كشتىهايى است كه همچون كوه در درياها (به نيروى باد) حركت مىكند اگر بخواهد باد را آرام مىسازد تا كشتىها بر پشت دريا متوقّف شوند، به يقين در اين امر نشانههايى (از عظمت خدا است) براى هر صبر كننده شكرگزار» [١].
شبيه همين تعبير در آيات ديگرى از قرآن نيز آمده است.
گاه به نعمت چشم و گوش و عقل كه مهمترين ابزار شناخت و معرفت انسانى
[١]. شورى، آيه ٣٢ و ٣٣.