اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨ - تفسير و جمع بندى
مرد ساحر! پروردگارت را به خاطر عهدى كه با تو كرده بخوان (تا ما را از اين درد و رنجهايى كه به آن گرفتار شدهايم برهاند) در اين صورت ما هدايت خواهيم شد (و به تو ايمان مىآوريم)- اما هنگامى كه عذاب را از آنها برطرف ساختيم آنها پيمانشكنى كردند، و هرگز ايمان نياوردند» (وَ قالُوا يا ايُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ انَّنا لَمُهْتَدُونَ- فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ اذا هُمْ يَنْكُثُونَ).
تعبيرات آيه كاملًا نشان مىدهد كه همه اين سخنان از سر لجاجت بود؛ از يك سو موسى عليه السلام را ساحر مىخواندند و در عين حال دست به دامن او براى رهايى از بلا مىزنند، تعبير ربّك (پروردگار تو و نه پروردگار ما) نشانه ديگرى از اين لجاجت است. قول مؤكّد در مورد ايمان به موسى عليه السلام كه در جمله «انّنا لمهتدون» كاملًا آشكار است، و تعبير «ينكثون» كه به صورت فعل مضارع آمده و نشان مىدهد بارها پيمان بستند و شكستند همه بيانگر لجاجت قوم فرعون است.
و سرانجام آنها نيز به جريمه لجاجت خود گرفتار شدند، و خداوند همه سران و نفرات كارآمد آنها را در ميان امواج دريا غرق كرد، و اين است نتيجه لجاجت [١].
دهمين و آخرين بخش از اين آيات ناظر به لجاجت مشركان عرب است، آنها اصرار داشتند كه با انواع بهانه جويىها از قبول دعوت پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله كه آميخته با انواع معجزات بود سرباز زنند، با اين كه اگر روح حقطلبى بر آنها حاكم بود يكى از اين معجزات بزرگ و از جمله خود قرآن مجيد كه معجزه جاويدان خاتم انبياء است براى آنها كافى بود ولى آنها پيوسته پيشنهاد تازهاى مىكردند و معجزه جديدى مىخواستند ولى باز هم ايمان نمىآوردند.
اين آيات نشان مىدهد كه آنها لجاجت را به آخرين حد رسانده بودند.
مىفرمايد: «آنها گفتند ما هرگز به تو ايمان نمىآوريم تا چشمهاى از اين سرزمين
[١]. نظير همين تعبيرات بلكه با شرح بيشتر در سوره اعراف، آيات ١٣١ تا ١٣٥ آمده است.