اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢
انسانها از همديگر جدا زندگى مىكردند، امروز هم تقريباً به همان حالت انسانهاى نخستين بودند، زيرا با يك مطالعه ساده مىتوان فهميد كه تمام علوم و دانشها و معارف و صنايع از ضميمه شدن افكار و انديشهها و تجربيات به يكديگر به وجود آمده است، و همين امر است كه قطار جامعه انسانى را به پيش مىراند و از پيچ و خمها عبور مىدهد، و به قلّههاى ترقى و تكامل مىرساند.
به طور كلى مىتوان گفت كه تنهايى و عُزلت سرچشمه بسيارى از مفاسد و بدبختىها و ناكامىها است، از جمله:
١- بسيارى از انحرافات فكرى و اعوجاج سليقه، و كج انديشى و بدخُلقى از انزوا و گوشهگيرى سرچشمه مىگيرد، به همين دليل افراد منزوى غالباً افراد تندخو، سخت گير، لجوج، و خودبزرگبين هستند (البته اين اصل مانند هر اصل ديگرى استثنائاتى دارد).
٢- عجب و خود پسندى يكى ديگر از آثار گوشهگيرى و انزوا است زيرا انسان روى غريزه حبّذات معمولًا به خود و آثارش سخت علاقهمند است، و هرگاه با ديگران معاشرت نداشته باشد، و فضائل و كمالات آنها را نبيند و خويش را با آنها مقايسه نكند، سبب مىشود كه خود را برترين و بالاترين انسانها تصوّر كند.
به همين دليل بسيار ديده شده كه افراد منزوى و گوشه گير ادعاى بزرگ و گاهى عجيب دارند كه همگى از عجب و خود بينى فوق العاده و حالت توهّم و خيال پرورى حكايت مىكند.
اما هنگامى كه انسان با ديگران معاشرت كند، غالباً مىبيند كه افراد فاضلتر و عالمتر، پاكتر و با تقواتر از او وجود دارد، يا لااقل افراد زيادى همانند او هستند. از همين رو از عالم خيال و وهم و پندار فاصله مىگيرند، و از ادعاى بيهوده پرهيز مىكند.
٣- سوءِ ظن به همه افراد حتى نزديكترين كسان، يكى ديگر از آثار منفى انزواطلبى و گوشهگيرى است، و عجب اينكه سوء ظن سبب گوشهگيرى مىشود، و گوشهگيرى سبب سوء ظن بيشتر، و اين گونه افراد مردم را نادرست، آلوده، حق