اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٠ - تفسير و جمعبندى
وسعت آن به وسعت آسمانها و زمين است در بيان اوصاف آنها نخست مسأله انفاق را مطرح مىكند و مىگويد: «اين پرهيزكاران كسانى هستند كه در وسعت و پريشانى انفاق مىكنند» (الَّذينَ يُنْفِقُونَ فى السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ) سپس مىافزايد: «و خشم خود را فرو مىبرند» (وَ الْكاظِمينَ الْغَيظِ) و در نتيجه از «خطاهاى مردم مىگذرند» (وَالْعافِيْنَ عَنِ النّاسِ) و در مجموع آنها افرادى نيكوكارند، «چرا كه خداوند نيكوكاران را دوست دارد» (وَ اللَّهُ يُحِبُّ الُمحسِنينَ).
جالب اين كه در آيه بعد از آن وعده آمرزش و مغفرت به آنها داده شده كه اگر لغزشى براى آنها پيدا شود، و گناهى از آنها سرزند به ياد خدا بيفتند و استغفار كنند، خداوند آنها را مشمول عفو خود قرار مىدهد.
اشاره به اين كه همان گونه كه آنها ديگران را عفو مىكنند و از خطاهايشان مىگذرند، خداوند هم آنها را عفو مىكند و از خطاهايشان مىگذرد.
به هر حال «كظم غيظ؛ فرو بردن خشم» در اين آيه به عنوان يكى از صفات برجسته پرهيزكاران، و در ردههاى اول بيان شده است. [١]
در سوّمين آيه سخن از خشم و غضب يكى از پيامبران الهى يعنى «يونس» عليه السلام نسبت به امت خويش است. خشمى كه در ظاهر مقدس بود ولى در واقع از عجله و دستپاچگى نشأت مىگرفت و به همين دليل خداوند به خاطر اين «ترك اولى» او را در تنگناى شديدى قرار داد و سرانجام از اين «ترك اولى» توبه كرد، مىفرمايد:
«وذاالنُّونِ» (يونس) را (به يادآور) در آن هنگام خشمگين (از ميان قوم خود) رفت، و چنين مىپنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت (اما هنگامى كه در كام نهنگ فرو
[١]. «كَظيم» صيغه مبالغه از ماده كظم (بر وزن نظم) در اصل به معنى بستن گلوى مشك بعد از پر شدن است، به همين دليل كظيم به كسى گفته مىشود كه مملو از غضب شده و خويشتن دارى مىكند و به اصطلاح دندان بر جگر مىگذارد و صرف نظر مىكند، و غيظ به معنى شدت خشم است كه بر اثر بروز ناملايمات به انسان دست مىدهد و به نظر مىرسد كه غيظ مرحله شديد و بالاى خشم مىباشد بنابراين كظم غيظ به معنى خويشتندارى و سلطه بر نفس به هنگام بروز شدّت غضب است و اين صفت بسيار بالايى است.