اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩ - آثار و پيامدهاى امانت و خيانت
بود، تا آنجا كه چون او تابعيت عراق را داشت و بسيارى از علماء و فضلا و طلاب نداشتند، خانههايى را كه مىخريدند همه به نام او مىكردند، و شايد هنگام وفاتش بيش از پانصد خانه از افراد مختلف به نام او بود، كه هيچ كدام با مشكلى روبرو نشدند (رحمة اللَّه عليه).
از سوى ديگر هنگامى كه امانت در يك جامعه يا در يك خانواده حكم فرما شود، مايه آرامش فكر و روح آنها است، زيرا در صورت احتمال خيانت همه از هم وحشت دارند و دائماً از اين نگرانند كه خيانتى نسبت به آنها صورت نگيرد، و مال يا جان يا ناموس يا مقامشان به خطر نيفتد، و به يقين ادامه چنين زندگى كه افراد از يكديگر بترسند ناگوار و دردناك است واى بسا سبب بيمارىهاى جسمى و روحى فراوانى شود.
از سوى سوم امانت بسيارى از هزينههاى زندگى را كم مىكند، و سبب صرفهجويى در وقت و عمر و مال است، زيرا هنگامى كه راه خيانت در محيط باز شود مديران و مسؤلان مختلف ناچارند بازرسها و حسابرسهايى با هزينههاى سنگين براى پيشگيرى از خيانتهاى احتمالى در بخشهاى مختلف بگمارند، و گاه لازم مىشود نسبت به بازرسها هم بازرسهاى ديگر كه اعمال آنها را كنترل كنند در نظر بگيرند. هر چند اين امور نيز به طور كامل نمىتواند جلو مشكلات ناشى از خيانت را بگيرد، ولى به هر حال جلو از بين رفتن نيرو و سرمايه زيادى را مىگيرد، هم اكنون در جامعه خود شاهد و ناظر مسايل دردناكى در زمينه اسناد مالى و از ميان رفتن اعتماد و امنيت اقتصادى و به زندان افتادن افراد زيادى در اين رابطه هستيم كه اگر به جاى اينها كمى صداقت و امانت بود، هيچگاه گرفتار اين ضايعات عظيم نمىشديم.
از سوى چهارم امانت سبب جلب محبت و پيوند دوستى در ميان افراد است، در حالى كه خيانت عامل بسيارى از جنايات و حوادث ناگوار اجتماعى است اگر پروندههاى جرائم و جنايات را ورق زنيم مىبينيم بسيارى از آنها زائيده خيانتها است، اگر درباره طلاقها و جدايىها، بحث و بررسى كنيم، سرچشمه بسيارى از آنها