اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢ - ٢- غيبت حق الناس يا حق اللّه؟
مىشود؛ انَّ صاحِبَ الْغِيْبَةِ لا يُغْفَرُ لَهُ حَتَّى يَغْفِرَ لَهُ صاحِبُهُ؛ اما غيبت كننده بخشوده نخواهد شد تا غيبت شونده او را عفو كند». [١]
٣- در كتاب مجموعه ورّام از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود: «كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرامٌ دَمُهُ وَ مالُهُ وَ عِرْضُهُ، وَالْغِيْبَةُ تَناوُلِ الْعِرْضِ؛ تعرض به همه چيز مسلمان بر مسلمان حرام است، خون او و مال او، آبروى او، و غيبت تعرّض نسبت به آبرو است». [٢]
جمله اخير كه غيبت را مصداق تعرض به آبرو ذكر مىكند خواه از كلام پيامبر صلى الله عليه و آله باشد خواه از كلمات راويان حديث، در هر حال مىتواند شاهد و گواهى براى مقصود ما باشد.
رواياتى كه مىگويد غيبت سبب نقل حسنات از نامه اعمال غيبت كننده به غيبت شونده، و نقل سيئات از نامه اعمال غيبت شونده به غيبت كننده مىشود، (و در گذشته به آن اشاره شد) دليل روشن ديگرى بر حق الناس بودن غيبت است، چرا كه نقل حسنات و سيئات براى جبران آبروى ضايع شده غيبت شونده است.
حال كه روشن شد غيبت حق الناس است، و حق الناس بايد جبران گردد، اين سؤال پيش مىآيد كه غيبت كننده چگونه مىتواند خطاى خود را جبران كند.
از بعضى از روايات استفاده مىشود كه اگر غيبت به گوش غيبت شونده رسيده است بايد برود و از او حليّت بطلبد و اگر نرسيده بايد براى او در پيشگاه خدا طلب آمرزش كرد (تا حق او جبران شود) اين مضمون در حديثى از امام صادق عليه السلام چنين نقل شده است: «فَانْ اغْتِيْبَ فَبَلَغَ الْمُغْتابَ فَلَمْ يَبْقَ الّا انْ تَسْتَحِلَّ مِنْهُ وَ انْ لَمْ يَبْلُغْهُ وَ لَمْ يَلْحَقْهُ عِلْمَ ذلِكَ فَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ لَهُ». [٣]
اين تفسير و توضيح شايد به خاطر اين است كه اگر غيبت به شخص غيبتشونده نرسيده است نقل آن براى او اى بسا سبب اذيت و آزار بيشترى مىشود، و مسئوليت سنگينترى به بار مىآورد، به همين دليل تنها دستور استغفار براى او داده شده است. بنابراين اگر موردى باشد كه غيبت شونده ناراحت نمىشود، وجوب حليّت طلبيدن بعيد نيست.
[١]. المحجة البيضاء، جلد ٥، صفحه ٢٥١.
[٢]. مجموعه ورّام، جلد ١، صفحه ١٢٣.
[٣]. بحارالانوار، جلد ٧٢، صفحه ٢٤٢.