اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - لجاجت و بهانه جويى در روايات اسلامى
نيك تدريجاً به صورت عادت در مىآيد، ولى كارهاى شرّ و بد ناشى از لجاجت است». [١]
٢- در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: «ايَّاكَ وَ مَذْمُومَ اللَّجاجِ فَانَّه يُثِيرُ الْحُرُوْبَ؛ از لجاجت مذموم و نكوهيده بپرهيز كه مايه بروز جنگها است». [٢]
تعبير به لجاجت مذموم اشاره به اين است كه گاهى انسان در كارهاى خير اصرار مىورزد و به صورت منطقى پافشارى مىكند، بى شك اين اصرار و پافشارى كار بسيار خوبى است و سرچشمه پيروزى و موفقيت.
ولى اصرار و پافشارى لجوجانه و بهانه جويانه كه از آن تعبير به «مذموم اللجاج» در حديث فوق شده است، سبب تحريك همين حس در ديگران مىگردد و ادامه آن به جنگ و خونريزى مىكشد.
٣- در حديث ديگرى از همان حضرت مىخوانيم: «جِماعُ الشَّرِّ اللَّجاجُ وَ كَثْرَةُ الْمُماراةِ؛ كانون شرّ و فساد همان لجاجت و بحث و جدال تعصّبآميز است». [٣]
در واقع بسيارى از مشكلات و مصائب اجتماعى، سرچشمهاى جز همين امور ندارد، از يك سو گروهى به بحث و جدل و لجاجت بر مىخيزند، و از سوى ديگرى، گروهى ديگر نيز بر اثر جهل و نادانى و خودخواهى همين راه را ادامه مىدهند، ناگهان آتش نزاع شعلهور مىشود، و هر دو گروه بىآنكه هدفى را دنبال كنند به جان هم مىافتند، در حالى كه اگر يك طرف بر سر عقل بيايد و كمى خويشتن دارى به خرج دهد جلو مفاسد عظيمى گرفته مىشود.
٤- در حديث ديگرى از همان امام بزرگوار مىخوانيم كه در مذمّت اين خوى زشت فرمود: «خَيْرُ الْاخَلاقِ ابْعَدُها عَنِ اللَّجاجِ؛ بهترين اخلاق، اخلاقى است كه از لجاجت دورتر باشد». [٤]
از اين تعبير استفاده مىشود كه روح لجاجت و بهانه جويى با تمام صفات رذيله پيوند دارد، يا در آنها مؤثر است و يا از آنها متأثر مىباشد.
[١]. سنن ابن ماجه، حديث ٢٢١، ميزان الحكمه، حديث ١٨١١٤.
[٢]. شرح فارسى غررالحكم، جلد ٢، صفحه ٢٩٨.
[٣]. همان مدرك، جلد ٣، صفحه ٣٧٦.
[٤]. شرح فارسى غررالحكم، جلد ٣، صفحه ٤٢٥.