اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٦ - اجتماع گرايى و انزواطلبى در روايات اسلامى
تَاْخُذَها؟؛ اى دشمن جان خود! شيطان در تو راه يافته، و هدف تيرهاى او قرار گرفتهاى (اگر به خود رحم نمىكنى) آيا به خانواده و فرزندت رحم نمىكنى؟ تو خيال مىكنى خداوند نعمتهاى پاكيزه را بر تو حلال كرده، اما دوست ندارد كه تو را از آنها استفاده كنى؟ (آيا چنين تناقضى امكانپذير است؟)».
سپس هنگامى كه «عاصم» به اميرالمؤمنين عرض كرد: «پس شما چرا يك چنين لباس خشن و غذاى ناگوار دارى؟» (بگذاريد من هم به شما اقتدا كنم؟).
امام فرمود: «وظيفه من با تو فرق دارد، خداوند به پيشوايان حق و عدالت واجب كرده كه بر خود سخت بگيرند و مانند ضعيفترين مردم زندگى كنند، تا فقر فقيران آنها را در فشار قرار ندهد (تا سر از فرمان خدا برتابند).» [١]
١٢- از روايت ديگرى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كه به عبداللَّه بن مسعود فرمود چنين استفاده مىشود كه مسأله «رهبانيت» و انزواى اجتماعى، در ميان بنى اسرائيل (يهوديانى كه به حضرت مسيح عليه السلام گرايش پيدا كردند) در يك شرايط استثنايى بر آنها تحميل شد و هرگز جزء آيين آنها نبود.
«ابن مسعود» مىگويد: «من با رسول خدا صلى الله عليه و آله بر يك مركب سوار بوديم فرمود:
«مىدانى از كجا بنى اسرائيل رهبانيت را به وجود آوردند؟» ابن مسعود مىگويد: «من گفتم خدا و پيامبرش آگاهترند» فرمود: «ظَهَرَتْ عَلَيْهِمُ الْجَبابِرَةٌ بَعْدَ عِيْسى يَعْمَلُونَ بمَعاصِى اللَّهِ فَغَضِبَ اهْلُ الْايمانِ فَقاتَلُوهُمْ فَهَزَمَ اهْلَ الايْمانِ ثَلاثَ مَرَّاتٍ فَلَمْ يَبْقَ مِنْهُمْ الَّا الْقَليِلُ، فَقالُوا انْ ظَهَرْنا لِهؤُلاءِ افْنَوْنا وَ لَمْ يَبْقَ لِلدِّينِ احَدٌ يَدْعُوا الَيْهِ، فَتَعالَوْا نَتَفَرَّقْ فِى الْارْضِ الى انْ يَبْعَثَ اللَّهُ النَّبِىَّ الَّذى وَعَدَنا بِهِ عِيْسى عليه السلام يَعْنُونَ مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله فَتَفَرَّقُوا فى غِيْرانِ الْجِبالِ وَ احْدَثُوا رَهْبانِيَّةً؛ گروهى از جباران، بعد از حضرت عيسى عليه السلام ظهور كردند كه پيوسته مشغول گناه بودند، مؤمنان به مسيح عليه السلام به آنها خشم گرفتند، و به جنگ با آنها برخاستند و سه بار گرفتار شكست شدند، و از آن مؤمنان جزء گروه كمى باقى نماند (و بقيه شهيد شدند) آنها با خود گفتند اگر ما در مقابل آنها آشكار شويم همه ما را نابود خواهند كرد، و
[١]. نهج البلاغة، خطبه ٢٠٩.