اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٠ - تفسير و جمع بندى
كارى كه هرگز به آنها دستور داده نشده بود، مىفرمايد: «آنها رهبانيتى را بدعت گذارده بودند كه ما بر آنها مقرر نداشته بوديم، گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود، ولى حق آن را رعايت نكردند، لذا به آنهايى كه از اين گروه ايمان آوردند پاداش داديم، و بسيارى از آنان فاسقند و خارج از اطاعت پروردگار» (وَ رُهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ الَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوها حَقَّ رَعايَتِها فَآتَيْنا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ اجْرَهُمْ وَ كَثِيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ).
مىدانيم امروز گروهى از مسيحيان تارك دنيا اعم از زن و مرد داريم كه به ديرها پناه مىبرند، و همه به صورت مجرد زندگى مىكنند و به اصطلاح به تمام مذاهب دنيا پشت پا مىزنند و به اصطلاح مشغول عبادت مىشوند و ديرها مراكزى هستند كه براى اين گونه افراد بناشده است.
اين موضوع مربوط به امروز نيست، بلكه از بدعتهايى است كه از قرن سوم ميلادى هنگام ظهور امپراطورى رومى «ديسيوس» و مبارزه شديد او با پيروان مسيح عليه السلام پيدا شد، آنها بر اثر شكست از اين امپراطور خونخوار به كوهها و بيابانها پناه بردند، و بذر رهبانيت در ميان آنها پاشيده شد. [١]
بنابراين، اين گونه رهبانيت كه با روح تعليمات انبياء هرگز سازگار نيست در قرون اوليه مسيحيت نيز نبود بلكه بدعتى بود كه بعداً به وسيله افراد نادان منحرف گذارده شد و تا به امروز نيز ادامه دارد كه گروهى هم زندگى اجتماعى را ترك مىكنند و هم ازدواج و هم ساير فعاليّتها را، و توسط به اصطلاح بانيان خير خواه، هزينه آنها پرداخته مىشود.
حال در اين ديرها چه مىگذرد، و بر اثر انحراف از اصول فطرى انسانى چه مفاسد عجيبى روى مىنهد، داستان بسيار مفصّل و غم انگيزى دارد تا آنجا كه يكى نويسندگان مسيحى به بعضى از ديرها اشاره كرده و آن را كانونى از فحشاء مىشمرد.
و اصولًا اين زندگى غير طبيعى بر روح و فكر آنها اثرات منفى گذارده و سبب
[١]. دائرة المعارف قرن بيستم؛ ماده رهب.