اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٦ - عفو و انتقام در روايات اسلامى
اشاره به همين معنى باشد آنجا كه مىفرمايد: «فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَااعْتَدى عَلَيْكُمْ؛ كسى كه بر شما تعدى كند همانند آن بر او تعدى كنيد» (در واقع مقابله به مثل، تعدى نيست، بلكه مجازات عادلانه است).
البته اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه در مقام بيان جواز قصاص و مجازات عادلانه بوده باشد (و به اصطلاح، امر در مقام توهّم حظر است و دليل بر وجوب يا استحباب نيست).
به هر حال عفو و مجازات هر كدام جاى ويژهاى دارد، عفو در جايى است كه انسان قدرت بر انتقام و مقابله به مثل دارد، و اگر راه عفو را پيش مىگيرد، از موضع ضعف نيست، اين گونه عفو مفيد وسازنده است، هم براى مظلومى كه پيروز شده زيرا سبب صفاى دل و تسلط او بر هواى نفس مىشود، و هم براى ظالمى كه مغلوب گشته زيرا او را به اصلاح خويشتن وا مىدارد.
در احاديث اسلامى نيز به اين استثناء اشاره شده، اشاراتى پر معنى و لطيف از جمله در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: «الْعَفُوُ يُفْسِدُ مِنَ اللَّئيمِ بِقَدْرِ اصْلاحِهِ مِنَ الْكَريمِ؛ عفو و گذشت افراد ليم و پست را فاسد مىكند، به همان اندازه كه افراد با شخصيت را اصلاح مىنمايد». [١]
در حديث ديگرى از همان بزرگوار مىخوانيم: «الْعَفُو عَنِ الْمُقِرِ لاعَنِ المُصِّرَ عفوٍ؛ درباره كسى است كه اعتراف و اقرار به گناه خود داشته باشد نه در مورد كسى كه بر گناه اصرار دارد». [٢]
و نيز در حديث ديگرى از همان امام همام آمده است كه فرمود: «جازِ بِالْحَسَنَةِ وَ تَجاوَزْ عَنِ السَّيِئَةِ ما لَمْ يَكُنْ ثَلَماً فِى الدينَ اوْ وَهْناً فى سُلْطانِ الْاسلامِ؛ نيكىها را به نيكى پاداش بده، و از بدىها صرف نظر كن مادام كه لطمهاى بر دين يا سستى بر حكومت اسلامى وارد نمىكند». [٣] (در اين گونه موارد بايد به سراغ مجازات عادلانه رفت).
[١]. كنزالفوائد، جلد ٢، صفحه ١٨٢،- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد ٢٠، صفحه ٢٧٠، حديث ١٢٤.
[٢]. همان، حديث ٧٨٣، و همان، صفحه ٣٣٠، حديث ٧٨٣.
[٣]. غررالحكم، حديث ٤٧٨٨.