اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٤ - عفو و انتقام در روايات اسلامى
فضايل اخلاقى موقعيت خاصى را دارد.
٤- در حديث ديگرى از همان حضرت نقل شده است كه فرمود: «شَيئَانِ لا يُوزَنُ ثَوابُهُما الْعَفْوُ وَالْعَدْلُ؛ دو چيز است به قدرى ثواب آن زياد است كه به وزن نمىآيد، عفو و عدالت». [١]
قرار گرفتن عفو در كنار عدالت علاوه بر اين كه اهميت عفو را روشن مىسازد، تعديل اين دو را با يكديگر نشان مىدهد، چرا كه عدالت حق است و باعث نظم جامعه، ولى عفو يك فضيلت است كه سبب برطرف شدن كينهها و جوشش محبتها مىگردد. وانضمام اين دو به يكديگر هرگونه سوء استفاده را از بين مىبرد.
٥- در حديث ديگرى از همان بزرگوار بدترين مردم را چنين معرفى مىكند مىفرمايد: «شَرُّ الناسِ مَنْ لا يَعْفُ عَنِ الزَّلَّةِ وَلا يَسْتُرُ الْعَوْرَةَ؛ بدترين مردم كسى است كه از لغزشها نمىگذرد و عفو نمىكند، و عيوب مردم را نمىپوشاند». [٢]
٦- در حديثى مىخوانيم كه مرد (خطاكارى) را نزد مأمون حاضر كردند، او تصميم داشت گردنش را بزنند، و امام على بن موسى الرضا عليه السلام حاضر بود، مأمون عرض كرد: «ما تَقُولُ يا ابَا الْحَسَنِ؛ شما در اين باره چه مىفرماييد: «فَقالَ اقُولُ انَّ اللَّهَ لا يَزيدُكَ بِحُسْنِ الْعَفْوِ الَّا عِزّاً فَعَفى عَنْهُ؛ حضرت فرمود: من مىگويم خداوند با حسن عفو جز عزّت تو را نمىافزايد».
مأمون اين سخن را شنيد و آن مرد را (كه به احتمال قوى يك جرم سياسى بر ضد مأمون داشت) بخشيد [٣]
٧- در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است كه فرمود: «قِلَّةُ الْعَفْو اقْبَحُ الْعُيُوبِ، وَ التَّسَرُعُ الَى الانتِقامَ اعْظَمُ الذُنُوبِ؛ كمى عفو و گذشت زشتترين عيبها است، و شتاب كردن به سوى انتقام بزرگترين گناهان است». [٤]
٨- همان حضرت در كلمات قصارش در نهج البلاغه فرموده است: «اذا قَدَرْتَ عَلَى
[١]. همان مدرك، جلد ٤، صفحه ١٨٤ (حديث ٥٧٦٩).
[٢]. شرح غررالحكم، جلد ٤، صفحه ١٧٥ (حديث ٥٧٣٥).
[٣]. بحارالانوار، جلد ٤٩، صفحه ١٧٢، حديث ١٠.
[٤]. شرح غرر، جلد ٤، صفحه ٥٠٥، حديث ٦٧٦٦.