اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧١ - پيامدهاى رازدارى و افشاى اسرار
زيادى ريخته شود و اموال و آبروها و جانهايى بر باد رود، رازدارى از اهم وظائف، و افشاى اسرار از زشتترين رذائل اخلاقى است، و ترك آن كيفر سنگينى دارد.
به همين دليل در احاديث گذشته خوانديم كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «كسى كه چيزى از اسرار ما را فاش كند، همچون كسى است كه ما را عمداً به قتل رسانده نه به عنوان قتل خطا».
در حديث جالبى كه مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار نقل كرده است مىخوانيم كه خلاصهاش چنين است: دو نفر نزد على عليه السلام آمدند، يكى از آنها را مارى گزيده بود و ديگرى عقربى به او نيش زده بود، آنها سخت گريه مىكردند. على عليه السلام فرمود: اينها كيفر كارى را تحمل مىكنند كه انجام دادهاند، آنها را به منزلشان بردند و دو ماه در ناراحتترين حالات به سر مىبردند، سپس اميرمؤمنان على عليه السلام دستور داد آنها را نزد او حاضر كردند، فرمود: حالتان چگونه است؟ عرض كردند در سختترين درد و رنجها به سر مىبريم فرمود: از گناهى كه شما را به اينجا كشيده است توبه كنيد؟ و به او پناه بريد. عرض كردند اى اميرمؤمنان چه گناهى از ما سر زده است؟ امام رو به يكى از آنها كرد و فرمود: «اما تو آيا به خاطر دارى روزى فلان كس نسبت به سلمان فارسى به خاطر علاقهاش به ما بدگويى مىكرد ولى تو دفاع از او نكردى بىآنكه ترسى به جان و مال و فرزندان خويش داشته باشى، تنها نوعى شرمسارى مانع تو شد (كه نمىبايد بشود) اگر مىخواهى خداوند درد تو را درمان كند تصميم بگير كه بعد از اين هر كسى از دوستان ما بدگويى كرد و تو مىتوانى ياريش كنى كوتاهى نكن مگر اين كه بر جان و مال و خانواده ات بترسى».
و به دومى فرمود: «آيا مىدانى چرا به اين وضع گرفتار شدى؟ آيا به خاطر دارى روزى قنبر من وارد مجلس يكى از حكام جور شد و تو در آنجا بودى و به احترام او برخاستى، حاكم جور به تو اعتراض كرد كه چرا در حضور من به قنبر احترام كردى؟
تو در پاسخ گفتى من چگونه به احترام او برنخيزم در حالى كه فرشتگان خدا بالهاى خود را در راه او مىگسترانند، و روى بالهاى فرشتگان راه مىرود. هنگامى كه اين