اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٤ - تفسير و جمع بندى
اين احتمال نيز داده شده كه منظور از كثير اين نيست كه غالب گمانها كمان بد است، بلكه گمانهاى بد نسبت به خودش زياد است هر چند در مقايسه با گمانهاى خوب زياد نباشد. ولى ظاهر آيه همان معنى اول است.
قابل توجه اين كه بعد از آن كه نهى از بسيارى از گمانها مىكند، در بيان علت آن مىفرمايد چون بعضى از گمانها گناه است، اشاره به اين كه گمانهاى بد بر دوگونه است؛ بخشى مطابق واقع است و بعضى بر خلاف واقع. آنچه بر خلاف واقع است گناه است، و چون معلوم نيست كدام مطابق واقع و كدام مخالف واقع، انسان بايد از گمانهاى بد بپرهيزد تا گرفتار سوء ظن خلاف واقع نشود و به گناه نيفتد.
و از آنجا كه سوء ظن درباره اعمال خصوصى مردم يكى از اسباب تجسّس، و تجسّس گاه سبب آگاهى بر عيوب پنهانى و به دنبال آن سرچشمه غيبت مىشود، در آيه شريفه نخست از گمان بد، و در مرحله بعد از تجسّس و در مرحله سوم از غيبت نهى شده است.
در اين كه سوء ظن امر اختيارى است يا غير اختيارى، و اگر غير اختيارى است چگونه مىتوان از آن نهى كرد، و اگر اختيارى است آيا بدون اين كه انسان گامى مطابق آن در عمل بردارد، حرام است و يا در صورت ترتيب اثر دادن به سوء ظن حرام مىشود بحثى است كه در پايان آيات و روايات به خواست خدا بيان خواهيم كرد.
در دومين آيه در مقام نكوهش گروهى از منافقان كه از ملازمت ركاب پيامبر صلى الله عليه و آله در جريان حديبيه سر باز زدند و گمان مىكردند آن گونه از مؤمنان كه در خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله به مكه مىروند هرگز باز نخواهند گشت، و به وسيله مشركان مكه تار ومار مىشوند، در حالى كه قضيه كاملًا بر عكس شد و مسلمانان با پيروزى تازهاى كه از صلح حديبيه سرچشمه گرفت سالم به سوى مدينه باز گشتند مىفرمايد: بلكه شما گمان كرديد پيامبر و مؤمنان هرگز به خانه خود باز نخواهند گشت، و اين پندار غلط