اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٣ - تفسير و جمع بندى
از مصاديق عمده صدقه و معروف. و به تعبير ديگر چون اصلاح در ميان مردم فرد كامل معروف و صدقه است جداگانه ذكر شده است.
در هشتمين و آخرين آيه سخن از برنامه يكى از پيامبران بزرگ الهى به نام «شعيب» است، او هدف از قيام خود را چنين بيان مىكند: من جز اصلاح تا آنجا كه توانايى دارم، نمىخواهم (انْ ارِيدُ الَّا الْاصْلاحُ ما اسْتَطَعْتُ).
اين همان هدفى است كه تمام پيامبران الهى آن را تعقيب مىكردند، اصلاح عقيده، اصلاح اخلاق، اصلاح عمل و اصلاح روابط اجتماعى مردم.
بعضى در تفسير اصلاح گفتهاند، مفهوم آن اين است كه مىخواهم دنياى شما را با عدالت و آخرت شما را با عبادت اصلاح كنم، ولى روشن است كه اصلاح مفهوم وسيعترى دارد كه فراتر از عدالت را نيز شامل مىشود.
سپس براى توفيق در اين امر بسيار مهم يعنى اصلاح دين و دنياى انسانها در تمام زمينهها از خداوند بزرگ توفيق مىطلبد و مىگويد: توفيق من جز به يارى خدا نيست، بر او توكل كردم، و به سوى او باز مىگردم. (وَ ماتُوْفيقى الَّا بِاللَّهِ عَلَيهِ تَوَكَّلْتُ وَ الَيْهِ انِيبُ).
جالب اين كه شعيب هنگامى اين سخن را به قوم گمراه گفت كه آنها غرق فساد مالى و اخلاقى بودند، و نهى شعيب را از عبادت بتها و كم فروشى و فساد مالى، مخالف آزادى خود قلمداد مىكردند و مىگفتند از تو كه آدم عاقل و فهميدهاى هستى بعيد است بخواهى جلو آزادى فكرى و عملى ما را بگيرى گويا آنها نيز مانند گروهى از مردم عصر ما كه از مفهوم صحيح آزادى بىخبرند و نمىدانند يا نمىخواهند بدانند كه آزادى افتخارآميز بشر، تنها در چهار چوب ارزشها است، در بيراههها سرگردان بودند، كه شعيب به آنها پاسخ گفت هدف من اصلاح به معنى واقعى كلمه است، نه تسليم هوا و هوسهاى شما شدن.
قابل توجه اين كه قوم شعيب عليه السلام او را به عنوان انسانى عاقل و فرزانه