اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥ - وفاى به عهد در روايات اسلامى
كه همچون وفاى به عهد و پيمان، مردم جهان با تمام اختلافاتى كه دارند، نسبت به آن اين چنين اتفاق نظر داشته باشند. حتى مشركان زمان جاهليت علاوه بر مسلمانان آن را مراعات مىكردند چرا كه عواقب پيمان شكنى را آزموده بودند». [١]
٤- در حديث ديگرى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين آمده است «اقْرَبُكُمْ غَدَاً مِنِّى فِى الْمَوْقِفِ اصْدَقُكُمْ لِلْحَدِيثِ وَ ادَّاكُمْ لِلْامانَةِ وَ اوْفاكُمْ بِالْعَهْدِ وَ احْسَنُكُمْ خُلْقاً وَ اقْرَبُكُمْ مِنَ النَّاسِ؛ در فرداى قيامت در عرصه محشر كسى به من از همه نزديكتر است (كه داراى پنج صفت باشد) از همه راستگوتر، و امينتر، و وفاكننده به عهد، و از همه خوش اخلاقتر و نزديكتر به مردم باشد». [٢]
٥- در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام درباره اهميت وفاى به عهد و عواقب شوم پيمان شكنى و عذر چنين آمده: «ايُّهَا النَّاسُ انَّ الْوَفاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ، وَ لا اعْلَمُ جُنَّةً اوْقى مِنْهُ وَ ما يَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ كَيْفَ الْمَرْجِعُ، وَ لَقَدْ اصْبَحْنا فِى زَمانٍ قَدْ اتَّخَذَ اكْثَرُ اهْلِهِ الْغَدْرَ كَيْساً، وَ نَسَبَهُمْ اهْلُ الْجَهْلِ فِيهِ الى حُسْنِ الْحِيْلَةِ، ما لَهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ قَدْيَرَى الحُوَّلُ القُلَّبُ وَجْهَ الْحِيلَةِ وَ دُونَها مانِعٌ مِنْ امْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ؛ اى مردم! وفا همزاد راست گويى است، سپرى محكمتر و نگهدارندهتر از آن سراغ ندارم، آن كس كه از قيامت آگاه است پيمان شكنى نمىكند (ولى متأسفانه) در زمانى به سر مىبريم كه اكثر مردم پيمان شكنى و حيله گرى را عقل مىپندارند و افراد نادان اين گونه اشخاص را اهل تدبير مىخوانند، چه مىگويند؟ خدا آنها را بكشد، چه بسا انسان روشنبين نسبت به تمام حوادث آينده آگاه است، و طريق مكر و حيله را به خوبى مىداند، ولى امر و نهى الهى مانع او است». (منظور امام در اينجا شخص خود او است). [٣]
امام در اينجا از دگرگونى ارزشها در عصر و زمان خويش شكايت مىكند كه چگونه بسيارى از مردم مكر و حيله و پيمان شكنى را تدبير مىپندارند، و تقوا و صدق و راستى و وفاى به عهد را نوعى ضعف حساب مىكنند.
و به گفته شاعر:
[١]. نهج البلاغه، نامه ٥٣.
[٢]. بحارالانوار، جلد ٧٤، صفحه ١٥٠، حديث ٨٢؛ تاريخ يعقوبى، جلد ٢، صفحه ٩٢.
[٣]. نهج البلاغه، خطبه ٤١.