اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٥ - امانت و خيانت در بيتالمال
مىسپرند، اگر كسى امانتش را به دست انسان بد سابقهاى بسپارد، و او در امانت خيانت كند، بايد خويشتن را ملامت كند. در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«مَنِ اْئَتَمَنَ غَيْرَ امِينٍ فَلَيْسَ لَهُ عَلَى اللَّهِ ضِمانٌ لِانَّه قَدْ نَهاهُ انْ يَأْتَمِنَهُ؛ كسى كه امانت خويش را به غير امين بسپارد، خدا ضامن حفظ آن نيست، زيرا خدا او را از سپردن امانت به چنين كسى نهى كرده است». [١]
امام باقر عليه السلام مىفرمايد: «مَنِ ائِتْمَنَ غَيْرَ مُؤْتَمَنٍ فَلا حُجَّةَ لَهُ عَلَى اللَّهِ؛ كسى كه فرد غير امين را امين بشمرد (و امانتش را به او بسپارد، مال خود را ضايع كرده) و حجتى در برابر پروردگار ندارد». [٢]
بنابراين بر تمام مديران جامعه اسلامى لازم است كه به هوش باشند، مبادا پستها و مقامات مختلف حكومت را كه مهمترين امانتهاى الهى هستند، به دست افراد خائن بسپارند، كه هم دنياى خويش را تباه مىكنند و هم دين خود را، و در پيشگاه خدا مسؤوليت سنگينى دارند.
امانت و خيانت در بيتالمال
امانت همه جا مطلوب است ولى از ديدگاه اسلام در اموال عمومى و سرمايههاى معنوى و مادى كه تعلق به جامعه دارد، نه به شخص خاصى، داراى تأكيد بيشترى است فلسفه آن نيز روشن است، زيرا اولًا گروهى چنين مىپندارند، چون اين سرمايهها تعلق به عموم دارند، آنها آزادند هرگونه مىخواهند در آن عمل كنند، و ثانياً اگر خيانت در اموال عمومى و بيتالمال رايج شود نظام جامعه از هم گسيخته خواهد شد، و چنين جامعهاى هرگز روى سعادت نمىبيند.
براى پى بردن به اهميت اين موضوع كافى است كه داستان «حديده مُحْماة» را بار ديگر به خاطر بياوريم آنجا كه عقيل برادر اميرمؤمنان على عليه السلام تقاضا كرده بود كمى بر سهميه او از گندم بيتالمال بيفزايد، و ضابطه عدالت بين مسلمين را به خاطر رابطه برادرى كمى تغيير دهد، على عليه السلام آهنى را در آتش گذارد، و نزديك
[١]. همان، جلد ١٠٦، ص ١٧٩.
[٢]. فروع كافى، جلد ٥، صفحه ٢٩٩.