اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨ - تفسير و جمعبندى
گسترش مفهوم امانت و شمول آن نسبت به بسيارى از وظايف مهم و نعمتها در بسيارى از تفاسير از جمله تفسير «ابوالفتوح رازى» و قرطبى و «فى ظلال» و «مجمعالبيان» و غير اينها مورد تأكيد واقع شده است.
در روايات اسلامى چنانكه بعداً اشاره خواهيم كرد نيز تصريح به اين معنى شده است.
آنچه در شأن نزول اين آيه نقل شده نيز به خوبى گستردگى مفهوم امانت را نشان مىدهد زيرا در شأن نزول مىخوانيم هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله با پيروزى كامل وارد مكه شد، «عثمان بن طلحه» كليد دار كعبه را احضار فرمود و كليد را از او گرفت تا درون كعبه را از لوث بتها پاك سازد. پس از انجام اين مقصود عباس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله تقاضا كرد منصب كليد دارى بيت الله كه مقام بسيار برجستهاى بود، به او سپرده شود، ولى پيامبر صلى الله عليه و آله چنين نكرد و كليد را به دست «عثمان بن طلحه» داد در حالى كه آيه فوق را تلاوت مىفرمود: «انَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ انْ تُؤَدُّوا الْاماناتِ الى اهْلِها ...» اين در حالى است كه هنوز «عثمان» مسلمان نشده بود.
در سوّمين آيه صريحاً از سه چيز نهى شده؛ خيانت به خدا و خيانت به رسولخدا صلى الله عليه و آله و خيانت به امانتهايى كه در ميان مردم است مىفرمايد اى كسانى كه ايمان آوردهايد به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله خيانت نكنيد و در امانات خود نيز خيانت روا نداريد (يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا اماناتِكُمْ). [١]
معروف در ميان مفسران، آن است كه منظور از امانت خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله كه نهى از خيانت در آن شده است همان «اسرار» مسلمانان است، كه بعضى از افراد ضعيفالايمان به خاطر حفظ منافع شخصى خود براى مشركان افشا كردند و خداوند پيامبرش را از آن آگاه ساخت كه يك نمونه از آن در داستان «ابولبابه» ديده مىشود. كه بعضى از اسرار نظامى مسلمانان را براى دشمنان سرسختى مانند يهود
[١]. در مورد محل اعراب جمله «و تخونوا اماناتكم» احتمالات متعددى داده شده، و از همه مناسبتر آن است كه تخونوا مجذوم به وسيله لاء محذوفى است و معطوف است بر لاتخونوا كه در جمله اول آمده است، بنابراين واو، واو عاطفه است نه واو حاليه و نه واو به معنى «مَعَ».