اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠ - مزاح و شوخى
مطلوب است و مورد رضاى خدا.
ولى اگر مزاح به قصد انتقام جويى و بردن آبروى اشخاص، و اعمال كينه توزى است، مخصوصاً در مواردى كه از طريق جدى، اين كارها امكانپذير نيست، و گروهى به شوخى و مزاح براى رسيدن به اهداف شيطانى خود پناه مىبرند، بدون شك مبغوض و منفور، و گاه از دشنام هم بدتر است.
همچنين اگر در مزاح از كلمات ركيك و سخنان سبك و كودكانه استفاده شود بىشك سبب آبروريزى و از بين رفتن شخصيت انسان است.
و نيز اگر مزاح در برابر كسانى كه ظرفيت آن را ندارند و حريم شخصيت اشخاص را نمىشناسند انجام گيرد، اى بسا راه را براى جرئت وجسارت آنها باز مىكند و آنها نيز هر چه بخواهند مىگويند.
اين گونه مزاحها، نه تنها مطلوب نيست، بلكه گاهى در سلك گناهان كبيره قرار مىگيرد.
راهيان راه حق و سالكان الى اللّه و طالبان تهذيب نفس بايد در مورد مزاح به هوش باشند، نه آن را از زندگى حذف كنند، و به صورت انسانى عبوس و خشك و فاقد احساس و محبت در آيند، و نه به وسيله آن آلوده گناهان يا اعمال منافى مروّت گردند، و بسيار ديدهايم كه افرادِ ظاهراً متدين گاهى در جلسات خود به عنوان مزاح و شوخى سخنانى مىگويند يا حكاياتى نقل مىكنند كه گاه غيبت يا تهمت و يا اشاعه فحشاء، و يا سبب ريختن آبروى مسلمانان مىگردد.
از اين گذشته مزاح هر چند هيچ مطلب خلافى در آن نباشد اگر زياد شود غالباً آثار منفى دارد، و به گفته بعضى از بزرگان: «الْمَزاحُ فِى الْكَلامِ كَالْمِلْحِ فِى الطَّعامِ؛ مزاح در سخن مانند نمك در غذاست (كه اگر از حد بگذرد شور، و اگر كم باشد بى نمك مىشود)».
اضافه بر اين كسانى كه زياد شوخى مىكنند سخنان جدى آنها از ارزش مىافتد، و مردم سخنان آنان را به عنوان جدّى قبول نمىكنند، چنانكه در حديث اميرمؤمنان على عليه السلام وارد شده است «مَنْ كَثُرَ هَزْلُهُ بَطَلَ جِدُّهُ؛ كسى كه شوخىاش زياد شود، جدّىاش باطل مىشود». [١]
[١]. غررالحكم، شماره ٨٣٥٦، جلد ٥، صفحه ٢٧٩.