اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧ - درمان غيبت
و مادى، فردى و اجتماعى آن است، هرگاه انسان به اين نكته توجه كند كه غيبت او را از چشم مردم مىاندازد و به عنوان فردى خائن، حق نشناس، ضعيف و ناتوان در جامعه معرفى مىكند، و پيوند اعتماد و اطمينان را در جامعه متزلزل مىسازد، حسنات او را از بين مىبرد، سيّئات ديگران را بر دوش او مىگذارد، عبادات او تا چهل روز پذيرفته نمىشود، و جزو نخستين كسانى است كه قبل از همه وارد دوزخ مىشوند و اگر توبه كند و توبه او پذيرفته شود، آخرين كسى است كه وارد بهشت مىشود.
و نيز به اين حقيقت توجه كند كه غيبت، حق الناس است، چرا كه آبروى خلق خدا را مىبرد، و ارزش آبروى هر كس همچون ارزش جان و مال او است. و تا صاحب حق راضى نشود، خدا او را نمىبخشد و اى بسا غيبت مىكند و دست رسى براى جلب رضايت طرف پيدا نمىكند، و اين بار گناه براى هميشه بر دوش او مىماند.
آرى اگر غيبت كننده در اين امور دقت كند، به يقين از كار خود پشيمان و منصرف مىشود، و آنها كه غيبت را وسيله تفريح و سرگرمى مجالس خودشان قرار مىدهند اگر در اين عواقب بينديشند قطعاً تجديد نظر خواهند كرد.
٣- غيبت كننده بايد به اين حقيقت توجه كند كه نيروهاى انسان محدود است؛ اگر نيرويى را كه صرف تضييع آبروى اشخاص و شكستن موقعيّت اجتماعى آنها مىكند، صرف رقابتهاى صحيح و سازنده نمايد، اى بسا در مدّت كوتاهى از رقيبان خود پيشى گيرد، و مقام والايى را كه انتظار دارد، در جامعه براى خويش فراهم سازد، بى آنكه ضربهاى بر فرد يا جامعه وارد كند، و عقوبات دنيا و آخرت را متوجه خود سازد.
به تعبير ديگر چه بهتر كه انسان به جاى تخريب ديگران به آبادانى خانه خويش بپردازد تا در محلهاى آباد و در خانهاى آبادتر زندگى كند. ولى كسى كه به ويرانى خانه ديگران دل بسته است سرانجام در محلهاى ويرانه و خانهاى ويرانهتر زندگى خواهد كرد.