اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٩ - ١- تعريف غيبت
ذكر اين نكته نيز حائز اهميت است كه از بعضى از كلمات بزرگان گاه چنين استفاده مىشود كه غيبت در مورد همه مؤمنان نيست، بلكه تنها در مورد كسانى است كه از گناه خود پشيمانند، و يا توبه كردهاند و در سر حد عدالتند.
و اما افراد فاسق و گنهكار، غيبتشان جايز است، هر چند گناهشان پنهان باشد، و گاه به اين روايت از امام صادق عليه السلام نيز استناد جستهاند كه فرمود: «مَنْ عامَلَ النَّاسَ فَلَمْ يَظْلِمْهُمْ، وَحَدَّثَهُمْ فَلَمْ يَكْذِبْهُم، وَ وَعَدَهُمْ فَلَمْ يُخْلِفْهُمْ كَانَ مِمَّنْ حُرِّمَ غَيْبَتُهُ وَ كَمُلَتْ مُرُوَّتَهُ، وَ ظَهَرَ عِدالَتُهُ، وَ وَجَبَتْ اخْوَتُهُ؛ كسى كه در روابطش با مردم ستم نكند، و در سخنانى كه مىگويد به مردم دروغ نگويد و از وعدههايش تخلّف نجويد، چنين كسى غيبتش حرام و شخصيتش كامل، و عدالت او ظاهر، و اخوّتش واجب است». [١]
به اين ترتيب غيبت كسى را حرام مىشمرند كه عادل باشد و شخص فاسق را هر چند عملش مستور باشد جائز الغيبه مىدانند.
مرحوم علّامه مجلسى در جلد ٧٢ بحارالانوار در كتاب العشره نيز در ابتداى سخن تمايلى به اين سخن پيدا كرده، هر چند در ذيل كلام، از آن تقريباً عدول مىكند [٢].
ولى مسلّم است اين عقيده سبب مىشود كه اكثريت مردم جايز الغيبه شوند و اين بر خلاف اطلاق آيه قرآن و روايات بىشمارى است كه در زمينه حرمت غيبت آمده است.
اضافه بر اين روايات متعددى داريم كه مىگويد: چند گروهند كه غيبت آنها جايز است، يا غيبتى براى آنها نيست، از جمله فاسقى است كه متجاهر به فسقش باشد، و از جمله در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم: «ارْبَعَةٌ لَيْسَتْ غَيْبَتُهُمْ غَيْبَةٌ، الْفاسِقُ الْمُعْلِنِ بِفِسْقِهِ ...؛ چهار گروهند كه غيبت آنها غيبت نيست، نخست فاسقى است كه آشكارا گناه كند». [٣]
همين مضمون در روايت ديگرى از امام باقر عليه السلام نقل شده است.
[١]. اصول كافى، جلد ٢، صفحه ٢٣٩، حديث ٢٨.
[٢]. بحارالانوار، جلد ٧٢، صفحه ٢٣٥ تا ٢٣٧.
[٣]. همان، صفحه ٢٦١.