اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - تفسير و جمعبندى
با توجه به موارد استعمال ويل در قرآن، به خوبى روشن مىشود كه اين واژه در مواردى به كار مىرود كه كارهاى بسيار زشتى انجام گرفته است، و از اينجا روشن مىشود كه غيبت و عيب جويى از ديدگاه قرآن مجيد از زشتترين كارها است.
در سوّمين آيه مستقيماً سخن از نكوهش اشاعه فحشاء و تهديد شديد مرتكب شوندگان به ميان آمد و به طور ضمنى، مذمّت از غيبت مىكند، زيرا اشاعه فحشاء غالباً از طريق غيبت يا تهمت است. مىفرمايد: «كسانى كه دوست دارند زشتىها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى در دنيا و آخرت دارند، و خداوند مىداند و شما نمىدانيد» (انَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ انْ تَشِيعَ الْفاحِشَةَ فِى الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ اليمٌ فِى الدُّنيا وَ الآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ انْتُمْ لا تَعْلَمُونَ).
البته شأن نزول آيه در مورد تهمتى است كه از سوى منافقان به يكى از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله زده شده بود، ولى مسأله اشاعه فحشاء (شيوع دادن زشتيها در ميان مردم) مفهوم عامى دارد كه مخصوصاً غيبت را در بسيارى از موارد شامل مىشود.
در واقع نخستين آيه از آيات بالا اشاره به بُعد حقّ النّاس فردى غيبت داشت و اين آيه اشاره به آثار ويرانگر جمعى آن است، زيرا هرگاه كارهاى خلافى را كه مردم در پنهانى انجام دادهاند و كسى از آن آگاه نيست بر ملا شود، بسيارى از افراد ضعيفالايمان تشويق به اين گونه كارها مىشود.
«فاحشه» از ماده فحش در اصل به معنى هر كارى است كه از حد اعتدال خارج شود و صورت فاحش به خود بگيرد، بنابراين شامل تمام منكرات و كارهاى بسيار زشت و قبيح مىشود، هر چند در بسيارى از موارد در قرآن مجيد يا در كلمات روزمرّه در خصوص انحرافات جنسى و آلودگىهاى ناموسى به كار مىرود، ولى اين مانع از عموميّت فاحشه و فحشاء نيست، و در واقع از قبيل استعمال در يك مصداق بارز است، بنابراين اشاعه فحشاء كه در آيه آمده، و در بسيارى از موارد از طريق غيبت انجام مىشود، منحصر به آلودگىهاى جنسى نيست.
درآيه ٤٥ عنكبوت درباره نماز مىخوانيم: «انَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ؛