اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٧ - ٦- رابطه عمل و اخلاق
بسيار است.
در بعضى از آيات، اين كار به خداوند نسبت داده شده است؛ و در واقع مجازاتى است كه خداوند براى اين گونه افراد كه بر گناه اصرار مىورزند قرار داده است؛ چرا كه وقتى اعمال زشتشان در نظرشان تزيين شود، بيشتر به سراغ آن مىروند، و خود را در دنيا و آخرت رسواتر و بدبختتر مىكنند؛ مىفرمايد:
«انَ الَّذينَ لايُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ اعْمالَهُمْ؛
كسانى كه ايمان به آخرت ندارند، اعمالشان را در نظرشان زينت مىدهيم.» [١] در جاى ديگر، اين كار به شيطان نسبت داده شده، چنان كه در آيه ٤٣ سوره انعام درباره گروهى از كفّار لجوج و اندرز ناپذير، مىفرمايد:
«وَلِكنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ؛
ولى دلهاى آنها سخت و با قساوت شد و شيطان، كارهايى را كه انجام مىدادند در نظرشان زينت داد.»
و گاه اين معنى به بتها نسبت داده شده، مىفرمايد:
«وَكَذلكَ زَيَّنَ لِكَثيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِيْنَ قَتْلَ اوْلادِهِمْ شُرَ كاؤُهُمْ ...؛
اين گونه شركاى آنها (بتها) قتل فرزندانشان را در نظرشان جلوه دادند ... (زيرا كودكان خود را براى بتها قربانى مىكردند و افتخار مىنمودند).» [٢]
وگاه- چنان كهدر آيه مورد بحث آمده- اين مطلب به صورت فعل مجهول ذكر شده، مىفرمايد: «اين چنين براى اسرافكاران اعمالى را كه انجام مىدادند زينت داده شده.»
با كمى دقّت روشن مىشود كه اين تعبيرات هيچ گونه منافاتى با هم ندارند، بلكه مكمّل يكديگرند؛ گاه عامل زينت، تكرار عمل است، زيرا تكرار يك عمل زشت، كم كم از قبح آن مىكاهد و به مرحلهاى مىرسد كه نسبت به آن بىتفاوت مىگردد، و اگر باز ادامه يابد به صورت يك كار خوب در نظر صاحبش جلوه مىكند، و همچون زنجيرى بر دست و پاى او مىافتد و اجازه خروج از اين دام را به او نمىدهد؛ و اين مطلبى است كه هر كس مىتواند با مطالعه حال تبهكاران در زندگى خود، آن را تجربه كند.
در موارد ديگرى، وسوسههاى نفس از درون، و وسوسههاى شيطان از برون عمل زشتى را در نظر انسان تزيين مىكند، بى آن كه آن را تكرار كرده باشد. و كار به جاى
[١]. سوره نمل، آيه ٤
[٢]. سوره انعام، آيه ١٣٧