اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١ - اصلاح زبان
اين موضوع روشنتر مىشود، بويژه اين كه مىدانيم كه اين عدد نيز نقطه پايانى زبانهاى بشرى نيست و با گذشت زمان لغات تازه و زبانهاى ديگرى تدريجاً به وجود مىآيد.
به هر حال، نعمت بيان از مهمترين و شگفت انگيزترين نعمتها و مواهب الهى است كه آسايش و آرامش و پيشرفت و تكامل انسانها رابطه بسيار نزديكى با آن دارد.
اين مسأله در روايات اسلامى نيز بازتاب گستردهاى دارد، از جمله در سخنان اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم:
«مَا الْانْسانُ لَوْ لا الِلّسانُ الَّا صُورَةٌ مُمَثَّلَةٌ، اوْ بَهيمَةٌ مُهْمَلَةٌ!؛
اگر زبان نبود انسان چه بود؟! چيزى جز يك مجسّمه يا حيوان رها شده در بيابان!» [١]
امام در اين گفتار پر معنى حقّ مطلب را درباره اهمّيّت زبان بيان كرده و مىفرمايد آنچه انسان را از حيوانات ممتاز ساخته است همين نعمت زبان اوست.
در حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه فرمود:
«الْجَمالُ فِى اللِّسانِ؛
تمام زيبايى انسان در زبان است!» [٢]
همين معنى به تعبير ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل شده كه فرمود:
«الْجَمالُ فِى اللِّسانِ وَ الْكَمالُ فِى الْعَقْلِ؛
زيبايى انسان در زبان اوست، و كمال او در عقل اوست!» [٣]
اين احاديث را با حديث ديگرى از امام اميرمؤمنان على عليه السلام پايان مىدهيم، هر چند روايات در اين زمينه بيش از اينهاست، فرمود:
«انَّ فِى الانْسانِ عَشَرَ خِصالٍ يُظْهِرُها لِسانُهُ: شاهِدٌ يُخْبِرُ عَنِ الضَّميرِ، وَحاكِمٌ يَفْصِلْ بَيْنَ الْخِطابِ، وَ ناطِقٌ يَرُدُّ بِهِ الْجَوابَ، وَ شافِعٌ يُدْرِكُ بِهِ الْحاجَةَ، وَ واصِفٌ يَعْرِفُ بِهِ الْاشْياءَ، وَ اميرٌ يأْمُرُ بِالْحَسَنِ، وَ واعِظٌ يَنْهى عَنِ الْقَبيحِ، وَ مُعَزٍّ تَسْكُنُ بهِ الْاحْزانُ، و حاضِرٌ (حامِدٌ) تُجْلى بِهِ الضَّغائنُ وَ مُونِقٌ تَلَذُّ بِهِ الْاسْماعُ؛
در انسان ده خصلت است كه آنها را با زبان ظاهر مىكند:
شاهدى است كه از درون خبر مىدهد.
و داورى است كه حقّ و باطل را از هم جدا مىسازد.
و سخنگويى است كه به سؤالات پاسخ مىگويد.
[١]. غرر الحكم، شماره ٩٦٤٤
[٢]. بحارالانوار، جلد ٧٤، صفحه ١٤١، حديث ٢٤
[٣]. بحارالانوار، جلد ٧٥، صفحه ٨٠، حديث ٦٤