اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٦ - رفع يك اشتباه
سكوت را بگويى با كلام آن را بيان مىكنى و هرگز فضيلت كلام را با سكوت شرح نمىدهى!» [١]
بىشك «سكوت» و «سخن گفتن» هر كدام جائى و مقامى دارد و هر يك از آنها داراى جنبههاى مثبت و جنبههاى منفى است، و بى شك جنبههاى مثبت سخن گفتن فزونتر از جنبههاى منفى آن است؛ ولى از آنجا كه جنبههاى مثبت سخن گفتن هنگامى آشكار مىشود كه انسان در مراحل تهذيب نفس توفيق كافى يافته باشد؛ به همين دليل كسانى را كه در آغاز راهند بيشتر توصيه به سكوت مىكنند، و بعد از كسب سلطه بر هواى نفس و به اصطلاح مالك زبان شدن، مأمور به سخن گفتن و هدايت مردم مىشوند.
در اينجا معيار روشنى داريم، هرگاه ما سخنانى را كه در شبانه روز مىگوييم روى يك نوار ضبط كنيم و بعد با دقّت و سختگيرى و خالى از تعصّب به بررسى آن بپردازيم مشاهده مىكنيم كه از ميان صدها يا هزاران كلمه كه در طول يك شبانه روز از ما صادر شده، مقدار كمى از آن مربوط به اهداف الهى يا حوائج زندگى و ضروريّات حيات مىباشد و بقيّه فضول كلام و سخنان اضافى است كه در لا به لاى آن احياناً مطالب ناروا و گناه آلود يا سخنان مشكوك و مشتبه مىباشد.
هدف از سكوت مبارزه با انبوه فضول كلام و سخنان اضافى و بىهدف، و احياناً بىمعنى يا گناه آلود است.
اين نكته نيز شايان توجّه است كه «صمت» و «سكوت» هر چند در منابع اصلى لغت تقريباً به يك معنى تفسير شده است، ولى در كلمات بعضى از علماى اخلاق تفاوتى در ميان آن دو ديده مىشود؛ به اين معنى كه، سكوت ترك كلام بطور مطلق است، ولى «صَمْت» به معنى ترك سخن گفتن در امورى است كه هدف صحيحى را تعقيب نمىكند (تَرْكُ ما لا يَعْنِيهِ) و آنچه براى سالكان الى اللَّه و راهيان راه خدا و علاقه مندان به تهذيب نفس ضرورت دارد، بيشتر «صمت» است نه «سكوت». (دقّت كنيد)
[١]. بحارالانوار، جلد ٦٨، صفحه ٢٧٤