اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣١ - تفسيرهاى هفتگانه براى حديث مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ
٤- از آنجا كه از بدن آگاه است دليل بر آگاهى خداوند است!
٥- از آنجا كه سلطه بر اعضاء دارد دليل بر سلطه او بر مخلوقات است!
٦- از آنجا كه قبل از بدن بوده و بعد از آن نيز خواهد بود دليل بر ازليّت و ابديّت خداست!
٧- از آنجا كه انسان از حقيقت نفس آگاه نيست دليل بر اين است كه احاطه به كُنه ذات خدا امكان ندارد!
٨- از آنجا كه انسان محلّى براى روح در بدن نمىشناسد دليل بر اين است كه خدا محلّى ندارد!
٩- از آنجا كه روح را نمىتوان لمس كرد دليل بر اين است كه خداوند لمس كردنى نيست!
١٠- و از آنجا كه روح و نفس آدمى ديده نمىشود دليل بر اين است كه خالق روح قابل رؤيت نيست!» [١]
٧- تفسير ديگرى كه براى اين حديث به نظر مىرسد اين كه جمله
«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ»
از قبيل تعليق به محال است، يعنى همان گونه كه انسان نمىتواند نفس و روح خود را بشناسد خدا را نيز نمىتواند حقيقتاً بشناسد.
ولى تفسير اخير بعيد به نظر مىرسد و تفسيرهاى قبل مناسبتر است و هيچ مانعى ندارد كه تمام تفسيرهاى بالا در مفهوم اين حديث شريف و پر محتوا جمع باشد.
آرى! هركس خود را بشناسد خدا را خواهد شناخت، و خود شناسى راهى است به خدا شناسى و به يقين خداشناسى، مهمترين وسيله تهذيب اخلاق و پاكسازى روح و دل از آلودگيهاى اخلاقى است چرا كه ذات پاكش منبع تمام كمالات و فضائل است و از اينجا روشن مىشود كه يكى از مهمترين گامهاى سير و سلوك و تهذيب نفوس خود شناسى است، ولى خودشناسى موانع زيادى دارد كه در بحث آينده به آن اشاره خواهد شد.
[١]. بحارالانوار، جلد ٥٨، صفحه ٩٩ و ١٠٠