اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٧ - اصول اخلاق اسلامى در روايات
اصول اخلاق اسلامى در روايات
در روايات اسلامى نيز احاديثى كه بيانگر اصول اخلاقى حسنه و سيّئه است ديده مىشود كه روش مخصوص به خود را تعقيب مىكند، نه روشى را كه حكماى يونان داشتهاند، از جمله:
١- در حديث معروفى كه در كتاب «اصول كافى» از امام صادق عليه السلام نقل شده است چنين مىخوانيم كه: يكى از ياران آن حضرت به نام «سماعة بن مهران» مىگويد: با گروهى از اصحاب آن حضرت در خدمتش بوديم كه سخن از عقل و جهل به ميان آمد، فرمود: «لشكريان عقل و جهل را بشناسيد تا هدايت شويد»، من گفتم فدايت شوم، تا شما شرح ندهيد ما آگاه نخواهيم شد، امام فرمود: «خداوند در آغاز، عقل را آفريد ... سپس جهل را (عقل از در اطاعت در آمد و جهل طريق معصيت را پوييد) خداوند هفتاد و پنج لشكر به عقل داد و هفتاد و پنج لشكر كه ضدّ آن بود به جهل.»
سپس امام، هفتاد و پنج لشكر [١] عقل و جهل را به شرح زير بيان فرمود:
الْخَيْرُوَ هُوَ وَزِيْرُ الْعَقْلِ
؛ نيكى وزير عقل است
وَجَعَلَ ضِدَّهُ الَشَّرَّ وَهُوَ وَزِيُر الْجَهْلِ
؛ و ضدّ آن بدى است كه وزير جهل است
وَالْايمانُ وَضِدُّهُ الْكُفْرُ
؛ و ايمان و ضدّش كفر
وَالتَّصْدِيْقُ وَضِدُّهُ الُجُمُودُ
؛ و تصديق (ايمان به آيات الهى و انبياء) و ضدّش انكار
وَالرَّجاءُ وَضِدُّهُ الْقُنُوطُ
؛ اميد و ضدّش نوميدى
وَالْعَدْلُ وَضِدُّهُ الجَوْرُ
؛ و عدالت و ضدّش ستم
وَالرِّضاءُ وَضِدُّهُ السَّخَطُ
؛ رضا و خشنودى و ضدّش خشم و نارضايى
وَالشُّكْرُ وَضِدُّهُ الْكُفْرانُ
؛ شكرگزارى و ضدّش كفران
وَالطَّمَعُ وَضِدُّهُ الْيَأْسُ
؛ طمع (به آنچه در دست مردم است) و ضدّش نوميدى (از آنها)
[١]. توجّه داشته باشيد كه تعداد امورى كه در اين روايت آمده ٧٨ موضوع است ولى با توجّه به اين كه خير و شرّ موضوع مستقلّى در برابر امور ديگر نيست، بلكه جامع در ميان آنها است؛ به علاوه ايمان و كفر و تصديق و تكذيب مربوط به اصول عقائد است، اين سه مورد از مجموعه جدا مىشود و باقيمانده همان هفتاد و پنج موضوع خواهد بود