اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧ - ٤- رابطه «علم» و «اخلاق»
٣- رابطه اخلاق و عرفان
امّا در مورد رابطه «اخلاق» و «عرفان» و اخلاق و «سير و سلوك الى اللّه» نيز مىتوان گفت: «عرفان» بيشتر به معارف الهى مىنگرد، آن هم نه از طريق علم و استدلال، بلكه از طريق شهود باطنى و درونى، يعنى قلب انسان آنچنان نورانى و صاف گردد و ديده حقيقت بين او گشوده شود و حجابها بر طرف گردد كه با چشم دل ذات پاك خدا و اسماء و صفات او را ببيند و به او عشق ورزد.
بديهى است علم اخلاق چون مىتواند به برطرف شدن رذائل اخلاقى كه حجابهايى است در برابر چشم دل، كمك كند؛ يكى از پايههاى عرفان الهى و مقدّمات آن خواهد بود.
و امّا «سير و سلوك الى اللّه» كه هدف نهايى آن، رسيدن به «معرفة اللّه» و قرب جوار او است، آن هم در حقيقت مجموعهاى از «عرفان» و «اخلاق» است. سير و سلوك درونى، نوعى عرفان است كه انسان را روز به روز به ذات پاك او نزديكتر مىكند، حجابها را كنار مىزند، و راه را براى وصول به حق هموار مىسازد؛ و سير و سلوك برونى همان اخلاق است، منتها اخلاقى كه هدفش را تهذيب نفوس تشكيل مىدهد نه فقط بهتر زيستن از نظر مادّى.
٤- رابطه «علم» و «اخلاق»
در آيات مورد بحث ديديم كه قرآن مجيد كراراً تعليم كتاب و حكمت را در كنار تزكيه و پاكسازى اخلاقى قرار مىدهد؛ گاه «تزكيه» را بر «تعليم» مقدّم مىدارد، و گاه «تعليم» را بر «تزكيه»؛ و اين نشان مىدهد كه ميان اين دو رابطه عميقى است.
يعنى هنگامى كه انسان از خوبى و بدى اعمال و صفات اخلاقى آگاه گردد و آثار و پيامدهاى هر يك از صفات «فضيلت» و «رذيلت» را بداند، بىشك در تربيت و پرورش او مؤثّر است؛ بطورى كه مىتوان گفت بسيارى از زشتيهاى عمل و اخلاق، از ناآگاهيها سرچشمه مىگيرد. به همين دليل، اگر علم و آگاهى جاى جهل و نادانى را بگيرد، و به