اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٢ - فصل سيزدهم اسوهها و الگوها
دوستى كند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندان آنها باشند؛ آنها كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحه دلهايشان نوشته و با روحى از ناحيه خودش آنان را تقويت فرموده است.»
(لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ يُوادُّوْنَ مَنْ حادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْكانُوا آبائَهُمْ اوْ اخْوانَهُمْ اوْ عَشيرَتَهُمْ اولئِكَ كَتَبَ فى قُلُوبِهِمْ الْايمانَ وَ ايَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ)
اين آيه نشان مىدهد كه هنگام قرار گرفتن بر سر دو راهى «حفظ پيوندهاى الهى» و «حفظ پيوندهاى خويشاوندى» كدام را بايد مقدّم شمرد؛ با صراحت مىگويد: اگر نزديكترين خويشاوندان از راه خدا منحرف شوند، و آلوده به كفر و فساد گردند، بايد از آنها بريد و به خدا و ارزشهاى والاى الهى انسانى پيوست.
قابل توجّه اين كه با دو جمله بسيار پر معنى
(اولئِكَ كَتَبَ فى قُلُوبِهِمُ الْايمانَ وَ ايَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ)
(آنها كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحه قلوبشان نوشته و با روح الهى آنان را تقويت فرموده است.) بر اين مسأله تأكيد مىنهد.
يعنى
«حبّ فى اللَّه
و
بغض فى اللَّه»
از ايمان سرچشمه مىگيرد، و تداوم تكامل ايمان هم از
«حبّ فى اللَّه
بغض فى اللَّه»
است.
و به تعبير ديگر، هر دو در يكديگر تأثير متقابل دارند، با اين تفاوت كه آغاز كار بايد از ايمان به مبدأ و معاد شروع شود، و تكامل آن از
«حبّ فى اللَّه
و
بغض فى اللَّه»
حاصل گردد.
در ششمين آيه، سخن از پيوند معنوى و روحانى مؤمنان با يكديگر است؛ مىفرمايد:
«مردان و زنان با ايمان ولىّ (ويار و ياور) يكديگرند؛ امر به معروف و نهى از منكر مىكنند؛ نماز را بر پا مىدارند؛ و زكات را مىپردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مىكنند؛ بزودى خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مىدهد، خداوند توانا و حكيم است!»
(وَالْمُؤمِنُونَ وَ المُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ اوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُوْنَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ الئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ انَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ)
اين پيوند معنوى و روحانى كه بر اساس امر به معروف و نهى از منكر و اقامه نماز و