اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٠ - تولّى و تبرّى در روايات اسلامى
مىخورند! عرض كردند: اى رسول خدا! اين مسأله را براى ما حل كن (آنها چه كسانى هستند؟) فرمود: آنها كسانى هستند كه به خاطر خدا يكديگر را دوست دارند و براى خدا با يكديگر مجالست مىكنند، و براى خدا به ديدار هم مىروند!» [١]
٨- در حديث ديگرى (يا در ادامه حديث بالا) مىخوانيم: پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«لَو انَّ عَبْدَيْنِ تَحابَّا فِى اللَّهِ احَدُهُما بِالْمَشْرِقِ وَ الآخَرُ بِالْمَغْرِبِ لَجَمَعَ اللَّهُ بَيْنَهُما يَوْمَ القِيامَةِ وَ قالَ النَّبِىُّ صلى الله عليه و آله افُضَلُ الأَعَمالِ الْحُبُّ فِى اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِىاللَّه؛
اگر دو بنده (از بندگان خدا) يكديگر را به خاطر خدا دوست دارند، يكى در مشرق باشد و ديگرى در مغرب، خداوند آن دو را در قيامت در بهشت كنار هم قرار مىدهد، و فرمود: برترين اعمال حبّ فى اللّه و بغض فى اللّه است.» [٢]
اين حديث نشان مىدهد كه محكمترين پيوند در ميان انسانها، پيوندِ مكتبى است، كه سبب همگونى در اخلاق و رفتارهاى انسانى مىشود؛ بديهى است آنها كه يكديگر را به خاطر خدا دوست دارند، صفات و افعال خداپسندانه را در يكديگر مىبينند، و همين حبّ فى اللَّه و بغض فى اللَّه گام مؤثّرى براى تربيت نفوس آنها است.
٩- در حديث قدسى مىخوانيم: خداوند به موسى عليه السلام فرمود:
«هَلْ عَمِلْتَ لِى عَمَلًا؟! قالَ صَلَّيْتُ لَكَ وَ صُمْتُ وَ تَصَدَّقُتُ وَ ذَكَرْتُ لَكَ، قالَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى، وَ امَّا الصَّلَوةْ فَلَكَ بُرهانٌ، وَ الصَّوْمُ جُنَّةٌ وَ الصَّدَقَةُ ظِلٌّ، وَ الذِّكُرْ نُورٌ، فَاىُّ عَمَلٍ عَمِلْتَ لِى؟! قالَ مُوْسى: دُلَّنِى عَلَى العَمَلِ الَّذى هُوَ لَكَ، قالَ يا مُوسى هَلْ والَيْتَ لِى وَلِيّاً وَ هَلْ عادَيْتَ لى عَدُوّاً قَطُّ فَعَلِمَ مُوسى انَّ افْضَلَ الْأَعْمالِ الْحُبُّ فِى اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِى اللَّهِ؛
آيا هرگز عملى براى من انجام دادهاى؟ موسى عرض كرد: آرى! براى تو نماز خواندهام، روزه گرفتهام، انفاق كردهام و به ياد تو بودهام؛ فرمود: امّا نماز براى تو نشانه (ايمان) است، و روزه سپر آتش، و انفاق سايهاى در محشر، و ذكر خدا نور است؛ كدام عمل را براى من به جا آوردهاى اى موسى! عرض كرد خداوندا! خودت مرا در اين مورد راهنمايى فرما! فرمود: آيا هرگز به خاطر من كسى را دوست داشتهاى، و به خاطر من كسى را دشمن داشتهاى؟ (در
[١]. بحار، جلد ٦٦، صفحه ٣٥٢، حديث ٣٢
[٢]. همان مدرك