اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣ - ريا كارى
اين گونه اشخاص (به يقين) «از كارى كه انجام دادهاند بهرهاى نمىگيرند و خداوند كافران را هدايت نمىكند!»
(لايَقْدِرُونَ عَلى شَىءٍ مِّمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لْايَهْدِى الْقَوْمَ الكافِرينَ)
در اين آيه تلويحاً يك بار رياكاران را فاقد ايمان به خدا و روز قيامت معرفى كرده و يك بار به عنوان قوم كافر، و اعمال آنها را هيچ و پوچ و فاقد هرگونه ارزش مىشمرد چرا كه بذر اعمالشان در سرزمين ريا كارى پاشيده شده كه هيچ گونه آمادگى براى رشد و نمو ندارد. اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه رياكاران خودشان همانند قطعه سنگى هستند كه قشر نازكى از خاك بر آن است و هيچ گونه بذر مفيدى را پرورش نمىدهد؛ آرى! قلب آنها همچون سنگ و روحشان نفوذ ناپذير و اعمالشان بىريشه و نيّاتشان آلوده است.
جالب اين كه در آيهاى كه پشت سر اين آيه در همان سوره بقره آمده است اعمال خالصان و مخلصان را به باغى پر بركت تشبيه مىكند كه بذر و نهال صالح در آن كاشته شده و باران كافى بر آن مىبارد و نور آفتاب از هر سو به آن مىتابد و نسيم باد از هر طرف به آن مىوزد و ميوه و ثمره آن را مضاعف مىسازد.
در دومين آيه، پيامبر صلى الله عليه و آله را مخاطب قرار داده و دستور مىدهد مسأله توحيد خالص را به عنوان اصل اساسى اسلام به مردم برساند؛ مىفرمايد: «بگو من بشرى همچون شما هستم (تنها امتياز من اين است كه) به من وحى مىشود كه معبود شما تنها يكى است»
(قُلْ انَّما انَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى الَىَّ انَّما الهُكُمْ الهٌ واحِدٌ)
سپس نتيجه گيرى مىكند كه بر اين اساس، اعمال بايد از هر نظر خالص و خالى از شرك باشد و مىفرمايد: «پس هر كس اميد به لقاى پروردگارش را دارد بايد عمل صالح انجام دهد و كسى را در عبادت پروردگارش شريك نسازد!»
(فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لَايُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدَاً)
به اين ترتيب، شرك در عبادت، هم اساس توحيد را ويران مىسازد و هم اعتقاد به معاد را؛ و به تعبير ديگر، گذرنامه ورود در بهشت جاويدان عمل خالص است.