اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٢ - ٢- مراتب ذكر
مرحله سوم: ذكر قلبى است، و در تفسير آن گفتهاند: ذكر قلبى آن است كه توجّه به پروردگار، نخست از دل بجوشد، و سپس بر زبان جارى گردد؛ مثلًا، هنگام دقّت و مطالعه در آثار خداوند در جهان آفرينش و مشاهده نظم عجيب كائنات و ظرافت فوق العاده آنان به ياد عظمت خدا افتد و بگويد:
«الْعَظَمَةُ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ؛
عظمت از آنِ خداوند يكتا و قاهر است!» اين ذكرى است كه از درون دل جوشيده و بيانگر حالتى در درون جان انسان است.
گاه انسان يك نوع حضور معنوى در جان خود مشاهده مىكند، و بى آن كه واسطهاى در ميان باشد، به ذكر
ياسُبُّوحُ
و
يا قُدُّوسُ
و يا اذكارى همچون
سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ لا الهَ الَّا انْتَ
مترنّم مىشود.
اين اذكار قلبيّه، تأثير فوق العادهاى در تهذيب نفس و پرورش فضايل اخلاقى دارد، و همانند ذكر فرشتگان است كه وقتى اعجوبه عالم آفرينش يعنى «آدم» را با علم وسيع و گستردهاش درباره اسماء الهى مشاهده كردند، عرضه داشتند
: «سُبْحانَكَ لاعِلْمَ لَنا الَّا ما عَلَّمْتَنا انَّكَ انْتَ الْعَلِيمُ الْحَكيمُ؛
بار الها! منزّهى تو، چيزى جز آنچه به ما تعليم دادهاى نمىدانيم و تو دانا و حكيمى!» [١]
در قرآن مجيد اشاره به مراحلى از ذكر شده است؛ آنجا كه مىفرمايد:
«وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ الَيْهِ تَبْتيلًا؛
نام پروردگارت را ذكر كن و تنها به او دل ببند!» [٢]
و در جاى ديگر مىفرمايد:
«وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فى نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيْفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ القَوْلِ بِالْغُدُّوِ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلينَ؛
پروردگارت را در دل خود از روى تضرّع و خوف آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، ياد كن و از غافلان مباش!» [٣]
در آيه اوّل، توجّه به ذكر لفظى عميق شده، و سرانجام به تبتّل و انقطاع الى اللَّه؛ يعنى، از همه بريدن و به خدا پيوستن، منتهى گرديده است.
در آيه دوم، توجّه به ذكر قلبى شده كه آميخته با تضرّع و خوف خدا باشد و منتهى به ذكر خفى زبانى شود، كه آهسته از درون بجوشد و بر زبان جارى گردد.
[١]. سوره بقره، آيه ٣٢
[٢]. سوره مزمّل، آيه ٨
[٣]. سوره اعراف، آيه ٢٠٥