اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٣ - سخنى از علّامه شهيد مطهّرى
گفت: اين گونه عبد صالح (موسى بن جعفر عليه السلام) را يافتم. هنگامى كه توضيح بيشترى خواستند، گفت: در آن زمان كه آن صحنهها را ديدم حوريان بهشتى به من گفتند: از بنده صالح خدا دور شو تا ما وارد شويم، ما خدمتكار او هستيم نه تو!
«كنيز پيوسته در اين حال بود تا از دنيا رفت.» [١]
در اين داستان به نمونه ديگرى از نفوذ معنوى امام عليه السلام در كنيزى كه آمادگى براى پرورش و تربيت روحى داشت برخورد مىكنيم كه تأثير معنوى و هدايت روحانى پيشواى بزرگى مانند موسى بن جعفر عليه السلام را در دست پروردگان خود به روشنى بيان مىكند.
كوتاه سخن اين كه، در تاريخ پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام مواردى ديده مىشود كه افرادى با يك برخورد با آنان، بكلّى دگرگون شدند و تغيير مسير دادند؛ تغييراتى كه برحسب ظاهر و با اسباب عادى امكان پذير نبوده است. اين نشان مىدهد كه آن انسانهاى كامل عنايتى در حقّ اين اشخاص كرده و آنان را دگرگون ساختهاند؛ و ما از اين تصرّف، به نوعى ولايت تكوينى تعبير مىكنيم.
بديهى است اين عنايات، بىحساب نيست و حتماً نقطه قوّتى در شخص مورد عنايت وجود داشته كه مشمول عنايت پيامبر صلى الله عليه و آله و يا امام معصوم عليه السلام واقع شدهاند.
سخنى از علّامه شهيد مطهّرى
در اينجا رشته سخن را به دست علّامه شهيد، مرحوم مطهّرى، مىسپاريم. او در كتاب «ولاءها و ولايتها» مىگويد: «اين دو واژه معمولًا در چهار مورد استعمال مىشود: ولاءِ محبّت (عشق و علاقه به اهل بيت)، و ولاءِ امامت به معنى الگو قرار دادن امامان براى اعمال و رفتار خويش، و ولاءِ زعامت به معنى حقّ رهبرى اجتماعى و سياسى امامان، و
[١]. بحارالانوار، جلد ٤٨، صفحه ٢٣٩- مناقب، جلد ٣، صفحه ٤١٤ (با كمى تلخيص)